بقلم :  آریا مقدم

 

- بعضی بازی ها کاراکتر دارند. مطمئناً منظورم را از این جمله می دانید و همین الآن در ذهن خودتان چند بازی را با این خاصیت مرور کردید. بازی هایی که سال ها پس از عرضه، نامشان همه جا به عنوان بازی های جریان ساز و برتر آورده شده و اکثر لیست ها، از لیست بهترین کاراکترها گرفته، تا منحصربفردترین دنیاها و لذت بخش ترین گیم پلی ها، بدون اینکه نامی از آن ها آورده شود به اتمام نرسیده است. همیشه هنر به پیشقراولانی نیاز داشته که پرچم به دست و جلوتر از بقیه حرکت کنند و راه های تاریک را برای بقیه روشن کنند. از آنجایی که بازی هم چیزی جز ترکیب تکنولوژی و هنر نیست، در صنعت بازی هم همواره عناوینی این مسئولیت را به عهده گرفته اند. شاهکار Gearbox Software و ۲K Games همیشه یکی از همین پیشروهای صنعت بازی بوده و نسخه ی سوم سری هم بار دیگر این موضوع را ثابت می کند که هنوز هم پرچم دستِ کیست. اکنون ۱۰ سال از انتشار نسخه ی اول Borderlands گذشته و پس از موفقیت بی نظیر شماره ی دوم و عملکرد نسبتاً خوب اسپین آف سری، یعنی Borderlands Pre Sequel، نوبت به نسخه ی سوم رسیده تا این روند موفقیت را ادامه دهد. خوشبختانه این نقد پر از خبرهای خوب است، چون شاید تقریباً هر چیزی که انتظار داشتیم در Borderlands 3 ببینیم، در آن قرار داده شده. به نظر می رسد سازندگان شوخی نداشتند وقتی می گفتند این بازی یک میلیارد نوع اسلحه دارد! فکر کردن به این تعداد اسلحه دیوانه کننده است و ممکن است پیش خود فکر کنید اصلاً مگر در کل چند نوع اسلحه در دنیا هست که یک میلیارد را در دنیای Borderlands 3 جا داده اند؟! بهتر است بگویم Borderlands یکی از اعلاترین نمونه های پیوند بین واقعیت و فانتزی است.

شاهکار Gearbox Software و ۲K Games همیشه یکی از همین پیشروهای صنعت بازی بوده و نسخه ی سوم سری هم بار دیگر این موضوع را ثابت می کند که هنوز هم پرچم دستِ کیست. اکنون ۱۰ سال از انتشار نسخه ی اول Borderlands گذشته و پس از موفقیت بی نظیر شماره ی دوم و عملکرد نسبتاً خوب اسپین آف سری، یعنی Borderlands Pre Sequel، نوبت به نسخه ی سوم رسیده تا این روند موفقیت را ادامه دهد.

در یک طرف قضیه کاراکترهای قابل لمس و داستانی روان دارید، در سوی دیگر یک میلیارد نوع اسلحه که از آتش و لیزر و اسید و هرچه فکرش را بکنید را شلیک می کنند. از یک طرف پاندورایی را دارید که با تمام بیابان هایش به یک سرزمین پساآخرالزمانی شباهت دارد و از طرف دیگر مپ های جدیدی که در این نسخه باعث خواهند شد نفستان را از زیبایی شان حبس کنید. Borderlands یک آشوب بزرگ است، دقیقاً مانند گیم پلی‌اش، و با اینکه این یک جمله ی منفی به نظر می رسد، اما آن را کاملاً به عنوان تعریف بیان می کنم. ۳ Borderlands یک آشوب فوق العاده لذت بخش، سریع و روان است و کل مدتی که مشغول بازی بودم، این فکر از سرم بیرون نمی رفت که آیا لوتر-شوتری بهتر از این داریم؟ تا امروز که جوابی برای سوالم پیدا نکردم و اگر صادقانه بگویم، شک دارم بتوانم اکشنی لذت بخش تر و روان تر از Borderlands 3 در میان بازی های هم سبک پیدا کنم. این بازی به معنای واقعی کلمه اجازه نمی دهد که از جایتان بلند شوید! اکشن آن هیچ گاه حوصله‌سربر نمی شود، هر لحظه آنقدر محتوای جدید و جذاب روی سرتان می ریزد که نمی توانید آن را امتحان نکرده بی خیالش شوید و  مراحل جانبی بازی اندازه ی مراحل داستانی آن جذاب هستند. ۳۰ ساعت اول بازی رد می شود و می بینید که بازی دارد به پایان می رسد و شما هنوز دارید مانند یکی دو ساعت اول با بازی ور می روید تا بیشتر یاد بگیرید. المان یادگیری هیچگاه از بازی حذف نمی شود و پایان بازی فقط برای نشان دادن تیتراژ و اسامی سازندگان است، وگرنه موضوع جدی ای نیست، چون بعد از پایان بازی، آنقدر دلیل دارید که نه تنها در دنیای آنلاین بازی غرق شوید، بلکه یک بار دیگر حالت داستانی را شروع کنید. الآن که فکر می کنم، این یکی دو پاراگراف اول فقط قرار بود مقدمه ای بر سری باشد و می بایست یک سری اطلاعات خسته کننده به شما می دادم، اما این بازی Borderlands است؛ دیگر خودتان می دانید با چه شاهکاری طرف هستید. از طرف دیگر من هم نمی توانم صبر کنم تا هر چه تا اینجای بازی آموختم را به شما انتقال دهم، پس بدون تلف کردن وقت می رویم به سراغ نقد و بررسی سومین نسخه از سری بازی های Borderlands.

۳ Borderlands یک آشوب فوق العاده لذت بخش، سریع و روان است و کل مدتی که مشغول بازی بودم، این فکر از سرم بیرون نمی رفت که آیا لوتر-شوتری بهتر از این داریم؟ تا امروز که جوابی برای سوالم پیدا نکردم و اگر صادقانه بگویم، شک دارم بتوانم اکشنی لذت بخش تر و روان تر از Borderlands 3 در میان بازی های هم سبک پیدا کنم. این بازی به معنای واقعی کلمه اجازه نمی دهد که از جایتان بلند شوید!

داستان Borderlands 3 مخلوطی از المان هایی دیده شده در بازی های گذشته ی سری و یک سری چیز جدید است که به راحتی با آن ها ارتباط برقرار خواهید کرد. بازی دوباره از سرزمین های پندورا (Pandora) آغاز می شود، سرزمینی که گویا پس از آخرالزمان، انسان ها به آن جا سفر کرده اند و از نسخه ی اول این سری تا اکنون، حرف زیادی در مورد «زمین» در بازی زده نمی شود. همه چیز در Borderlands 3 به نحوی روایت می شود که از طرفی سوال های باقی مانده در ذهن طرفداران را پاسخ دهد و از طرف دیگر دروازه های جدیدی برای نسخه های بعدی (چه اسپین آف و چه نسخه ی اصلی) باز کند. برخی از سوالاتی که در طی سه نسخه ی پیشین برای آن ها پاسخی نداشتید، اکنون در Borderlands 3 پاسخی راضی کننده برایش خواهید گرفت. علاوه بر این، خط داستانی خود بازی هم معرکه است و بازی با دو آدم بد جدید برگشته که شاید بعضی ها نتوانند با آن ها اندازه ی هندسام جک ارتباط برقرار کنند، اما این دلیل نمی شود که این دو کاراکتر عالی نباشند. باز هم این بار چهار کلاس مختلف در بازی هستند که باید ابتدا یکی از آن ها را انتخاب کنید. این بار نقش Operative را Zane به عهده می گیرد، FL4K در این بازی Beastmaster است، و Amara و Moze به ترتیب Siren و Gunner هستند. در ادامه ی نقد بیشتر به معرفی هر یک از این کاراکترها خواهیم پرداخت. فعلاً باید این را بدانید که این چهار نفر به شبه ارتشی به نام Crimson Raiders می پیوندند. Crimson Raiders وظیفه اش حفاظت از گروهی از مردم در مقابل دزدها و خلافکارهای پندورا است. رهبری این گروه بر عهده ی دختری به نام Lilith است که خودش هم قبلاً مانند یکی از چهار کاراکتر شما والت هانتر (Vault Hunter) بوده. اما در طرف دیگر داستان دوقلوهای Calypso قرار دارند که آدم بدهای اصلی Borderlands 3 به حساب می آیند. تایرین کالیپسو و تروی کالیپسو، خواهر و برادری هستند که شخصیت پردازی آن ها با الهام از اینفلوئنسرهای فضای مجازی مانند اینستاگرام و یوتیوب ساخته شده و دو تا از منحصربفردترین آدم بدهای تاریخ بازی ها به شمار می آیند. آن ها با لحنی کاملاً شبیه به استریمرها حرف می زنند و بسیار هم مغرور و نچسب اند. سازندگان بازی قبل از عرضه ی بازی گفته بودند تا این دو نمونه ی دو اینفلوئنسر نچسب و عوضی خواهند بود که از هیچ چیز، حتی از کشته شدن افراد خودشان هم برای معروف شدن نمی گذرند.

تایرین کالیپسو و تروی کالیپسو، خواهر و برادری هستند که شخصیت پردازی آن ها با الهام از اینفلوئنسرهای فضای مجازی مانند اینستاگرام و یوتیوب ساخته شده و دو تا از منحصربفردترین آدم بدهای تاریخ بازی ها به شمار می آیند. آن ها با لحنی کاملاً شبیه به استریمرها حرف می زنند و بسیار هم مغرور و نچسب اند.

این خواهر و برادر قصد دارند با استفاده از ابزاری که در برخی والت های پنهانی وجود دارد، به قدرتی بسیار زیاد دست پیدا کنند و وظیفه ی شما و Crimson Raiders است که با این شیادها مبارزه کنید. شخصیت پردازی چهار کاراکتر قابل انتخاب، Lilith و دوقلوهای کالیپسو تقریباً نقصی ندارد. البته همانطور که گفتم شاید جای هندسام جک را نگیرند، اما این به خاطر این است که هندسام جک شاید یکی از بهترین آدم بدهای کل تاریخ بازی های کامپیوتری است، ولی دوقلوهای کالیپسو نه، اما این دلیل نمی شود که چیزی از جذابیت آن ها کاسته شود. شوخی های معروف Borderlands در جای جایِ بازی دیده می شوند و می توان گفت تقریباً هیچ گاه تکراری نمی شوند. حتی این شوخی در بعضی جاها با گیم پلی بازی گره خورده است. مثلاً برای به دست آوردن یک اسلحه ی Legendary باید در مکانی مخصوص خودتان را بکشید! وقتی به بازی برگشتید اسلحه به همراه طعنه ای از سوی تایرین کالیپسو به شما داده می شود و دیگر هیچ گاه آن اسلحه را فراموش نخواهید کرد!

شخصیت های اصلی و جانبی بازی به شکل بی نقصی شخصیت پردازی شده اند و با اینکه بعضی از آن ها کلیشه ای هستند، اما همین کلیشه هم در قاب کلی بازی دوست داشتنی به نظر می رسد.

داستان Borderlands 3 به آرامی اوج می گیرد و چند ساعت اول بازی از نظر داستانی موضوع خیلی جذابی وجود ندارد و بیشتر خودتان را در حال گشتن در محیط و تست کردن اسلحه های بازی می یابید. این موضوع به شما فرصت کافی را می دهد تا با مکانیزم های مختلف گیم پلی آشنایی کامل را پیدا کنید تا وقتی داستان از اواخر فصل یک و اوایل فصل دو به شکل جدی استارت خورد، دیگر درگیر مسائل ابتدایی بازی نباشید و عمیقاً از داستان لذت ببرید. این ها همه در حالی است که بخش از عظیمی از گیمرها که به سراغ Borderlands 3 می روند، اصلاً آن را به خاطر بخش داستانی اش نمی خواهند و زودتر می خواهند در بخش دو نفره و چندنفره ی آن غرق شوند، اما پلات های سری Borderlands همواره آنقدر با ظرافت و شوخ طبعی خاصی نوشته شده اند و آنقدر محتوای جالب دارند که برای طرفداران بازی تکنفره و بخش داستانی هم هیچ جای شکایتی نمی گذارد. Borderlands 3 هم در این مورد استثناء نیست و داستان روایی بی نظیر سری را با خود به همراه دارد؛ داستانی پر از زد و خورد، موش و گربه بازی، شوخی و مفاهیم انسانی که در لابلای این ها گنجانده شده اند. تا به اینجای کار همین را بگویم که داستان نمره ای تقریباً کامل دریافت می کند و اگر اصلی ترین دلیل شما برای خرید یک بازی داستان آن است، همین الآن بروید و Borderlands 3 را تهیه کنید، تضمین می کنم که پشیمان نخواهید شد!

بدون Claptrap که نمی شود! باز هم با این روبات بامزه در نسخه ی سوم دیدار خواهید کرد.

گیم پلی Borderlands 3 حرف زیادی برای گفتن دارد. المان های نقش آفرینی در سومین نسخه کمی بیشتر از گذشته شده، اما این به معنای پیچیده شدن اکشن روانی نیست که در بازی های گذشته شاهد آن بودیم. در اصل حتی می توان گفت اکشن لذت بخش تر و دیوانه وارتر از همیشه بازگشته، اما این بار نه تنها می توانید Perkهایی برای کاراکترهای خود برگزینید، بلکه می توانید همان ها را ارتقاء هم دهید. اما قبل از هرچیز، می دانید که در Borderlands، انتخاب کلاس یکی از اساسی ترین بخش های کار است و قبل از هرچیز باید با ۴ کاراکتر مختلف بازی و قابلیت های آن ها بیشتر آشنا شوید. در Borderlands 3 چهار کاراکتر وجود دارد که هر کدام می تواند بین سه قابلیت مختلف در بازی تغییر حالت دهد. درست خواندید، دیگر لازم نیست وقتی یک کاراکتر را انتخاب می کنید تا آخر فقط یک مجموعه از قابلیت ها