جدیدترین ساخته ی استودیوی ریسپاون( RESPAWN ) که پیش تر آن را با ساختن سری تایتان فال و بازی بتل رویال Apex legends می شناختیم، در کل  تجربه ی خوبی است اما اشکالات نا بخشودنی و کتمان نا پذیری دارد که مانع از تبدیل شدن آن به یک عنوان عالی و با کیفیت می شوند و بازیکن صرفا باید به همین اندازه یعنی خوب و نه بیشتر، قناعت کند.

 

 

داستان

راستش را بخواهید بزرگ ترین ترس من بعد از معرفی بازی همین بود که بازی در بخش داستان، ضعیف از کار در بیاید و با توجه به تمام آفلاین بودن بازی، این مشکل بسیار بزرگی میشد و از همان ابتدا به علت سابقه ی استودیوی سازنده که بیشتر بر بخش آنلاین متمرکز بوده و تجربه ی ساخت بازی داستان محور و موفقی نداشت، به آن شک داشتم و متاسفانه همین اتفاق هم افتاد و بازی در زمینه ی داستانی نهایتا یک تجربه ی متوسط را تقدیم گیمر می کند و نه بیشتر.

 


داستان بازی حتی با داشتن آزموسن به عنوان کارگردان و نویسنده ی اصلی خود ، پرداخت کاملی ندارد و تا حدودی نیز شتاب زده است، خودش را جدی نمیگیرد و خطوط داستانی را گم می کند، برای مثال در کات سین انتهایی بازی، کال کستیس که شخصیت اصلی بازی به شمار می رود، چیزی را که تمامی سفرش را به خاطر آن زحمت کشیده بود، از بین می برد ! آن هم در حالی که شخصیت پردازی لازم و دلایل و متاریال های کافی برای چنین تغییر بزرگ و ناگهانی ای در طول داستان به وجود نیامده است و این تصمیم بیش از این که به بار کمدی بازی بیفزاید، آن را آبکی نشان می دهد، مشکل دیگر داستان بازی این است که داستان با وجود معرفی شخصیت های پتانسیل داری مثل taron malicos، یا آن ها را به خوبی پرداخت نمی کند و یا خیلی زود حذف می کند و مشکل دیگر بازی شتاب زدگی و گم شدن هسته ی داستان در میان این شتاب زدگیست، بازی ناکامانه تلاش می کند که تمامی عناصر جهان وسیع لوکاس را بدون پرداخت کافی در بازی جای دهد که این به ضرر بازی تمام می شود و بهتر بود شخصیت ها کم تر و پرداخت کاملتری داشتند.
شخصیت پردازی ها مقوایی و آبکی است و برای مثال ما کاپیتان را که به همراه افراد اندکش از سیاره ی کشیک در برابر نیرو های امپراطوری محافظت می کند را تنها دو بار در بازی میبینیم و سایر شخصیت ها هم جذابیت و کشش لازم را ندارند، البته به علت پرداخت مناسب به شخصیت کال و گذشته اش و معدود شخصیت های خوب مثل تارون مالیکوس، شاید بتوان از این ضعف چشم پوشی کرد.
و در نهایت هسته ی کلی بازی و برخی پیرنگ های آن مثل داستان و پیش زمینه ی تریلا یا همان second sister، جذابیت لازم را برای نگه داشتن مخاطب پای اثر تا لحظه ی آخر را دارند و کلیت داستان بازی از کیفیت معمولی و نهایتا خوب اما فراموش شدنی بهره می برد به طوری که ممکن است بعد از ده روز کلا فراموش کنید که داستان بازی چه بود .

 


گیم پلی

هر چقدر داستان بازی نا امید کننده است، گیم پلی آن جذاب و گیراست، مکانیزم های مبارزه و skills  های بازی عالی طراحی شده اند و بازی از بخش کاستومیز یا شخصی سازی بی نظیری علی الخصوص برای لایت سیبر ها بهره می برد و اصولا کسی مثل مرا که از کودکی عاشق سری استار وارز بوده و حتی کلکسیونی از اسباب بازی کاراکتر ها و لایت سیبر ها و لگو های این مجموعه جمع آوری کرده بود و نوستالژی و عشق کودکی اش با نسخه ی سوم و ابی وان کنوبی و کنت دوکو و یودا و ..... گذشته، چنین سیستم شخصی سازی کامل و بی نقصی، مثل محقق شدن یک رویا می ماند .
شما میتوانید لایت سیبر خود را به هر رنگی که می خواهید از جمله آبی و بنفش و سبز و نیلی و زرد و ..... تغییر دهید و یا آن را مثل darth maul دو طرفه کنید و یا split کنید و دو دستی استفاده کنید و یا دسته ی شمشیر خود را هر طور که میخواهید شخصی سازی کنید و این بخش از جزئیاتی باورنکردنی بهره می برد.
علاوه بر آن باز کردن قابلیت های جدید و نیز اسکین های لباس کال و سفینه و ربات او، همگی با کیفیتند و نیز مبارزات و مکانیزم  های آنچارتد گونه و ماجراجویی بازی عالی کار شده و سیستم سیو مترویدونیایی بازی هم خوب از کار در آمده و در کل گیم پلی بازی در تمامی بخش های خود لذت بخش و جذاب طراحی شده و  کیفیت و تعداد دشمنان و باس ها و به خصوص مکانیزم جذاب استفاده از لایت سیبر برای نابود کردن آن ها ، تجربه ی فوق العاده ای را در این زمینه پدید آورده است .

 

تذکر: گیم پلی بازی نسبتا آسان بوده و برای لذت بردن از چالش های پیش رو، آن را در درجه های سختی بالاتر، مثل jedi master یا grand jedi master تجربه کنید( بنده بازی را در درجه ی jedi  master به اتمام رساندم و چالش آن در حد مناسب بود )

 


موسیقی و صداگذاری

این بخش از بازی با وجود قطعات با کیفیت، حضور بسیار کمرنگی در بازی دارد و شما اغلب آن را حس نمی کنید و اکثر قطعات هم متعلق به سری فیلم ها است و خلاقیت  ‌و جذابیت در زمینه ی موسیقی، در این عنوان به چشم نمی خورد و بازی هیچ قطعه ی موسیقی ندارد که در ذهن شما بماند و همانند داستان آن، بسیار فراموش شدنی است.
هر چند این قطعات آن روح و اتمسفر بازی را نسبتا خوب به مخاطب القا می کنند ولی به خود ی خود چندان جذاب نیستند .

اما صداگذاری های آن نسبت به موسیقی بهتر عمل می کند و تمامی شخصیت ها و نیز  صدای لایت سیبر و سلاح ها و دشمنان و حیوانات و محیط اطراف، بسیار خوب و هم خو با جهان پهناور لوکاس، به خوبی صداگذاری شده اند و بازی در این زمینه از مشکل خاصی بهره نمی برد و تجربه ی لایق احترام و قابل قبولی ارائه می دهد.

 


گرافیک

کیفیت بافت ها و تکسچر ها خوب انجام شده ولی رزولشن بازی مشکل دارد و چندان در حد عناوین  انتهایی نسل هشت نیست، با این وجود کیفیت طراحی های محیط و به خصوص فیزیک و ریزه کاری های شخصیت ها مثلا مو های آن ها عالی است ، اما این عنوان هرگز نمی تواند با شاهکار هایی چون دیترویت و دث استرندینگ مقایسه شود و در برابر چنین عناوینی، عملا حرفی برای گفتن ندارد ولی از لحاظ نور پردازی ها و سایه زنی ها و معماری و در کل طراحی ها، از لباس و بنا ها و سلاح ها بگیر تا لایت سیبر و .....عالی عمل می کند و این ضعف بازی در این بخش را می پوشاند.
اما مشکلی دیگر هم به این بخش وارد است و آن هم لگ های مختلف باری همگام خارج شدن از محوطه ی سیو ها یا مبارزات شلوغ است، بازی هیچ باگی ندارد ولی همین لگ ها حسابی از خجالت بخش فنی گرافیک بازی در می آیند و آن را از خوب به معمولی تنزل می دهند ولی طراحی های هنری موجودات و دشمنان بازی و نیز تنوع محیطی و طراحی زیبا و منحصر به فرد هر یک از سیارات پنج گانه ی آن و دشمنان و گیاهان منحصر به فرد آن ها، همگی قوی و چشم نوازند و به خصوص این تنوع و بهتر شدن چه در گرافیک و چه در داستان، بعد از اینکه کال شمشیر جدید می سازد، بیشتر خودش را نشان می دهد.

در کل گرافیک هنری بازی از لحاظ فیزیک مو ها و اشیا و طراحی ها با کیفیت و بخش فنی ضعیف و نیز طراحی چهره ها و رزولشن مقداری توی ذوق می زند ولی در کل گرافیک بازی نمره ی قبولی را می گیرد.


جمع بندی

در نهایت ساخته ی جدید ریسپاون و جدید ترین بازی مرتبط با جهان استار وارز، یک تجربه ی سرگرم کننده و بیست ساعته ی خوب است و نه بیشتر، فقط خوب، بازی داستان فراموش شدنی و شخصیت های پتانسیل داری دارد که پتانسیلشان را تباه می کند و در نهایت در این بخش متوسط عمل می کند، گیم پلی و شخصی سازی فوق العاده و موسیقی های کمرنگ و نه چندان قوی و صداگذاری های دقیقی دارد، گرافیک هنری خوب و گرافیک فنی نهایتا متوسطی دارد و در کل یک تجربه ی تمام آفلاین خوب برای طرفداران جهان جرج لوکاس و یا کسانی است که حوس یک گیم پلی اکشن ماجراجویی خوب را کرده اند و نباید در آن دنبال موسیقی و داستان تاثیر گذار بگردید.
با توجه به اینکه این بازی به دست استیگ آزموسن، کارگران بزرگ شاهکار god of war 3  ساخته شده، خودم به شخصه انتظار موسیقی بهتر و گرافیک خیره کننده تری را داشتم و حتی با خود می گفتم شاید آزموسن باز هم معجزه کند و با وجود این تیم کم تجربه، داستان بازی عالی از آب‌ در بیاید ولی متاسفانه چنین اتفاقی رخ نداده و این بازی در نهایت یک عنوان خوب است و بس .
من برای این عنوان نمره ی خوب 7.5 از 10  را در نظر گرفته ام .


Score : 8.0


نقاط ضعف : داستان شتاب زده و پرداخت نا مناسب و درک اشتباه جنس کمدی های عناوین لوکاس _ لگ ها _ استفاده ی کمرنگ از عنصر موسیقی با وجود غنی بودن این فرانچایز از این عنصر _ پیچ در پیچ بودن راه ها و نقشه ی ضعیف


نقاط قوت : کلیت جذاب داستان و برخی پیش زمینه ها و پیرنگ های جذاب آن _ گیم پلی فوق العاده و بی نقص _ صداگذاری خوب و مناسب_ شخصی سازی کامل و پر جزئیات و جذاب_ گرافیک هنری و تنوع محیطی خوب و قابل قبول