بقلم : سعید آقابابایی

 

- از زمانی که اولین تریلر بازی Assassin’s Creed: Valhalla را دیدم این بازی تبدیل شد به یکی از مورد انتظارترین عناوین در تمام زندگی من. جدا از کیفیت و تم جذاب بازی، نکته ی مهم تر برای من این بود که بازی های این سری همیشه از برترین عناوین زندگی من بوده اند و حتی ضعیف ترین بازی های این فرنچایز هم از برترین جهان آزادهای تاریخ هستند. لااقل از نظر و دیدگاه من با حدود ۳ دهه  تجربه ی بازی کردن اینطور است. تک تک نسخه های این سری را با عشق و لذت بازی کرده ام و هرگز و هرگز از این فرنچایز ناامید نشده ام. بعد از مدت ها انتظار سرانجام زمان انتشار بازی Assassin’s Creed: Valhalla فرا رسید و این بازی یکی دو روز قبل در تاریخ  ۹ نوامبر ۲۰۲۰ برای پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر شد و ما نیز از حدود ۷ روز قبل عرضه ی بازی از نسخه منتقدین این بازی بهره مند شدیم تا بتوانیم سریعا و همزان با نقدهای دنیا این بازی را برای شما بررسی کنیم.

 

ویچر ۳ برای من مقدس است و برترین بازی کل تاریخ برای من محسوب می شود. پس بدانید که باید یک بازی خیلی محق باشد و خیلی قدرت داشته باشد که به خودم اجازه بدهم اسمش را بیاورم کنار نام ویچر ۳. همین جا می گویم برای من محق ترین بازی که از نظر کیفیت جایش دقیقا در یک صندلی کنار ویچر ۳ است، فقط و فقط Assassin’s Creed: Valhalla است و به هیج بازی دیگری اجازه ی این حد از نزدیک نشستن به صندلی ویچر ۳ را نمی دهم. والهالا برای من رفت در کنار ویچر ۳ و یکی از چند بازی برتر کل زندگی ام کنار سولز و ویچر و مس افکت. تازه هنوز کلی محتوای بازی را ندیدم و نرسیده ام به آنها. واقعا بعد از تجربه ی این بازی باید بگویم “دست مریزاد یوبیسافت.” واقعا این بازی که یوبیبسافت خلق کرده یکی از کامل ترین نمادها و مقیاس های یک بازی شاهکار جهان آزاد در طول تاریخ است و وقتی می گوییم شاهکار جهان آزاد با محتوای ۲۰۰ ساعته، یعنی دقیقا و دقیقا عناوینی مثل ویچر ۳ و والهالا. به احترام یوبیسافت کلاه از سر بر می دارم که نشان داد اگر قصدش را کند بهترین بازی های تاریخ را هم می تواند بسازد. بروید به دنیای بی انتهایی از لذت که در اختیارتان است تا ماه ها داستان عالی بشنوید و لذت ببرید و نبرد کنید و بازی کنید و عشق کنید. وقتش بود یوبیسافت دهان برخی را بنندد

 

یوبیسافت آن قدر غول هست که وقتی قصد کند و تصمیم بگیرد و و دقت کند و هزینه کند، بتواند عناوینی در حد ویچر بسازد آن هم در سبک جهان ازاد که تخصص و تبحرش است و سال ها قبل از این که بدانیم سی دی پراچکت چیست و ویچر چیست، داشته شاهکارهای با متای بالای ۹۰ برای ما که خیلی فراموشکار هستیم تولید می کرده است. حالا وقتش بود که یوبیسافت (بگذارید رک بگویم) محکم بایستد و بزند توی دهن خیلی ها و نشان دهد که عزیزان من، اگر اراده کنیم می توانیم یک جهان آراد بسازیم که کل دنیای بازی انگشت به دهان و شگفت زده کند. Assassin’s Creed: Valhalla همان بازی بود. وقتی یک بازی یوبیسافت (که نمره های بازی هایش را آقایان Gatekeeper های دنیای بازی که سر در سایت های غول ایستاده اند و فقط آنها تعیین می کنند کدام بازی ها شاهکار هستند، از ۸ به پایین تازه شروع می کنند)  متای ۸۸ بگیرد یعنی که با یک شاهکار واقعی طرف هستیم. من که از آن Gatekeeper های غول دنیای بازی در خارج ایران نیستم ولی به گیمرهای کشورم می توانم بگویم چه خبر است.

 

Assassin’s Creed: Valhalla از نظر بصری یک شاهکار محض و بهتر بگویم یک ویجر ۳ است (خودتان در خیلی عکس ها می بینید که اگر واقعا ندانید این باری کدام بازی است می توانید فکر کنید برای ویچر ۳ است!). نکته مهمی که در بازی Assassin’s Creed: Odyssey از همان دقایق ابتدایی به چشم بازیباز می آید گرافیک چشم نواز و زیبای دنیای بازی چه در بخش اول بازی و سرزمین کوهستانی و برفی وایکینگ ها در نروژ و چه در بخش بعدی و مناطق زیبا و سرسبز انگلستان است که حال و هوایی کاملا واقعی به بازی بخشیده است. Assassin’s Creed: Valhalla در کنار نسخه ی قبلی این سری، برترین و زیباترین بازی از لحاظ بصری محسوب می شوند و جزو چشم نوازترین بازی های نسل هشتم هستند که به راحتی در کنار شاهکارهای بصری این نسل قرار می گیرند و واقعا بدون هیچ توضیح خاصی هم کیفیت گرافیکی بازی از عکس هایی که برایتان از دل گیم پلی آورده ام همه چیز مشخص است. به طور کلی گرافیک همواره در سری بازی های Assassin’s Creed فوق العاده زیبا و جزو برترین های زمان خود بوده است، اما اکنون گرافیک در Assassin’s Creed: Valhalla به نقطه اوج و پیک خود رسیده است و شاهد یکی از خوش آب و رنگ ترین و زیباترین بازی های نسل هشتم از لحاظ گرافیکی هستیم که راستش را بخواهید مثل نسخه ی قبلی دقایق خیلی زیادی از بازی را مدام فقط می ایستم و دوربین را می چرخانم و به دنیای بازی با شگفتی نگاه می کنم و اسکرین می گیرم تا این که امرز دیدم ۱۱۰ عکس گرفته ام برای نقد!!! خب مجبور شدم بنشینم و همه را هی پاک کنم و کم کنم تا نهایتا به تعداد خوبی برسم

 

Assassin’s Creed: Valhalla یک شاهکار در حد و اندازه های ویچر است. چرا ویچر؟ چون شبیه ترین بازی از نظر ساختار به والهالا ویچر است و جالب است بگویم که درست است در بخش هایی برتر و قدرتمندتر است ولی والهالا هم دقیقا همینطور! یعنی دربخش هایی حسابی برتر است. مثلا چه بخش هایی؟ تنوع و حشتناک و عجیب و غیر طبیعی فعالیت های جانبی انجام دادنی در بازی. حالا این ها را در ادامه نقد به طور مو به مو برای شما می شکافم. قبول کردن و نکردنش با شما ولی رسالت من این است. یک هفته است که نشسته ام بازی می کنم و هر دقیقه برای شما از بازی نطق برداشته ام و عکس گرفته ام تا همه چیز را برایتان به طور کامل بگویم. در این مطلب و بعد از حدود ۶۰ ساعت تجریه ی این عنوان، با بررسی جزء به جزء بازی Assassin’s Creed: Valhalla و سپس بررسی کل تجربه آن به عنوان یک بازی در خدمت شما عزیزان هستیم. پس اگر از علاقمندانAssassin’s Creed: Valhalla هستید و می خواهید تا به طور کامل با المان های مختلف آن و تک تک بخش های بازی آشنا شوید، پیشنهاد می کنم تا در ادامه مقاله  نقد و بررسی Assassin’s Creed: Valhalla با بنده همراه شوید.

 

همه چیز را در ادامه نقد به طور مو به مو برای شما می شکافم. قبول کردن و نکردنش با شما ولی رسالت من این است. یک هفته است که نشسته ام بازی می کنم و هر دقیقه برای شما از بازی نطق برداشته ام و عکس گرفته ام تا همه چیز را برایتان به طور کامل بگویم.

 

در بازی ابتدا شما با آیوار کوچک آشنا می شوید که می بینید پدر و مادر خوبی دارد و او را دوست دارند و پدرش هم با یک پادشاه آن سرزمین پیوند دوستی و برادری دارد و سرهایشان هم یعنی آیوار و سیگورد که از آیوار بزرگتر است و پسر شاه است مثل برادر هستند. در یک مهمانی یکی از اراذل و قلدرهای آن منطقه که لقبش “بی رحم و ظالم” است حمله می کند و با نامردی پدر و مادر آیوار را می کشد و خود او به سختی زنده می ماند و سپس داستان به سال ها بعد می رود که آیوار هن زهم تشنه ی خون قاتل پدر و مادرش است و سیگورد و پدرش هم حالا دیگر واقعا مثل پدر و برادرش هستند و او تا پای جان به برادرش وفادار است. دیگر برای شما توضیح بیشتر نمی دهم ولی مباداد فکر کنید داستان بازی قصه ی انتقام آیوار از قاتل خانواده اش است. نه دوستان این بخش، حدودا یک دهم داستان بازی هم نیست.

 

طراحی شخصیت های بازی اعم از اصلی و فرعی فوق العاده عالی و قدرتمند انجام گرفته است و وایکینگ ها کاملا هیبت و عظمت و به اصطلاخ خودمان خفن بودنشان در طراحی هایشان کاملا حفظ شده است. همین طور طراحی طبیعی و واقع گرایانه چهره ها نیز بازی را واقعی تر کرده است و حس و حالت صورت شخصیت ها در هنگام حرف زدن یا حالات روحی مختلف، کاملات طبیعی و زیبا از کار در آمده است. از نظر آب و هوایی و کلیت محیط های بازی، والهالا در بخش های ابتدایی بازی دقیقا نقطه مقابل آدیسی است. هر چقدر در آدیسی محیط ها سر سبز و خوش رنگ و شاداب بودند اینجا محیط ها برفی و یخ زده و کوهستانی هستند که این یک تنوع عالی نسبت به بازی قبلی به حساب می اید و کسانی که مثل من صدها ساعت آدیسی را بازی کرده اند اصلا از فضا و حال و هوای والهالا خسته نمی شوند زیرا کاملا جدید و واقعی است و دقیقا محیط و محل زندگی وایکینگ ها را تداعی می کند. البته این پایان کار نیست و وقتی که به انگلستان می روید آنجا پر است از مناطق خوش آب و رنگ و زیبا و چشم نواز که باعث می شوند تنوع محیطی این بازی بیشتر از نسخه ی قبلی باشد.

 

نمیخواهم دیگر خود داستان را شرح دهم زیرا یا توجه یه این که که Assassin’s Creed: Valhalla تازه عرضه شده و تعداد خیلی زیادی از شما قصد دارید آن را بازی کنید، بنابراین در این نقد و بررسی هرگز داستان را برای شما اسپویل نخواهم کرد و تنها به اشاراتی کوتاه در این حد که متوجه شوید داستان بازی در چه بستری رخ می دهد بسنده می کنم تا جذابیت آن برای شما حفظ شود. فقط می خواهم در مورد کیفیت داستان برایتان صحبت کنم. یکی از بهترین موارد در داستان بازی، شخصیت پردازی عالی و جذابیت بسیار بالای خیلی از شخصیت های آن است. در واقع رفتن به سراغ زندگی و تاریخ جذاب وایکینگ ها با پتانسیل بسیار بالای قصه گویی (که آن را در سریال وایکینگ هم دیده ایم) یکی از نقاط قوت Valhalla محسوب می شود و در زمینه داستان و شخصیت پردازی کمک بزرگ و قابل توجهی به سازندگان کرده است. همیشه یکی از چالش های بزرگ سری اساسین در دوره های تاریخی مختلف این بوده است که چطور بتواند موضوع اساسین ها را به طوری واقعی و قابل باور به یک دوره تاریخی واقعی پیوند بزند و آن را به بازیباز تحویل دهد به شکلی که کاملا باورپذیر باشد.

 

یک نکته ی خوب بازی دادن آزادی عمل به شما در ۳ زمینه مختلف برای انتخاب درجه سختی که واقعا کار خوبی بوده است. در واقع از بهترین نکات موجود در بازی باید به انتخاب درجه سختی در ۳ بخش مختلف اشاره کرد. یکی درجه سختی مبارزات که از آسان تا خیلی سخت هستند (۴ تا)، یکی درجه سختی نشان دادن فعالیت ها و گنج ها (که ۳ حالت دارد از نشان دادن بسیار واضح همه چیز در نقشه و در دوردست تا نبود نشانه خاص و پیدا کردن همه چیز توسط خودتان است) و همچنین درجه سختی مخفی کاری (که هوش دشمنان و سختی مخفی کاری کردن چقدر باشد). به این ترتیب می توانید هر طور که دوست دارید المان های مختلف بازی را برای خود Custom کنید.

 

گاهی این کار بهتر انجام شده است و گاهی ضعیف تر اما در والهالا باید راحت بگویم این یکی از بهترین عملکردها در پیوند دادن اساسین ها به یکی از قدیمی ترین اقوام دنیا یعنی وایکینگ ها است. در واقع ترکیب دو موضوع وایکینگ ها و اساسین ها به شکلی عالی و قابل باور و جذاب که نشان می دهد چطور پای فرقه اساسین به تاریخ وایکینگ ها باز شده است و چطور تعالیم خود را با این مبارزان قدرتمند که اهل مخفیانه عمل کردن نیستند، در میان گذاشته اند و به آنها راه و روش اساسین ها و استفاده از Hidden Blade را آموزش داده اند. داستان به این شکل است که همان طور که می دانید و در سریال وایکینگ هم دیده ایم وایکینگ ها مدام سفر می کردند تا سرزمین های جدید را در آن سمت دریاها کشف کنند و غنایم و .. بیاورند و پایگاه های جدیدی بنا کنند.

 

 در بحث گرافیک هنری، شاهد یک طراحی بی نظیر و شگفت انگیز از نروژ و انگلستان در زمان و