به قلم: آرمان تبریزی

 

پس از مدت‌ها بالاخره شرایط مهیا شد و به تجربه‌ی It Takes Two پرداختم، عنوانی که جایزه‌ی برترین بازی سال گذشته را نیز دریافت کرد، اما سوال اصلی اینجاست که آیا جوزف فارس توانسته است سیر پلکانی و صعودی خود به سمت موفقیت را ادامه دهد و با سومین اثر موجود در کارنامه خود، تجربه‌ای حقیقتا ارزشمند را رقم بزند یا خیر.

 

بدون شک می‌توان استودیو هیزلایت (Hazelight) را یکی از متفاوت‌ترین و خلاق‌ترین استودیوهای صنعت بازی‌‌سازی برشمرد، استودیوی کوچکی به سرکردگی‌ جوزف فارس که با رویکرد خاصی که در زمینه ساخت بازی دارد به سادگی قابل تمایز از اکثر فعالان ابن حوضه است.
فارس از ابتدای شروع کارنامه خود علاقه زیلدی به ساخت عناوین کوآپ (co ip) داشت و دو عنوان اخیر او عملا به غیر از حالت دونفره به شکل دیگری قابل تجربه نیستند. فارس با روندی پلکانی در هر اثری که ساخت به بلوغ هنری خود نزدیک‌تر شد و مشکلات اثر قبلی را برطرف کرد و حالا سومین بازی استودیو مذکور رسما منتشر شده و با اثری روبرو هستیم که‌ حجم خلاقیت به کار رفنه در تک‌نک عناصر آن حد و مرزی نمی‌شناسد، اثری که با برطرف کردن برخی از مهم‌ترین مشکلات a way out، توانسته تبدیل بع تجربه‌ای جذاب و ماندگار شود.

 

تصاویری از منو کاربری ساده و کارآمد و نحوه عضو شدن و شروع بازی.

 

داستان

ایده‌پردازی قوی در دام پرداخت ناکافی

 

داستان ایت تیکز تو ایده مرکزی بسیار جالب و خاصی دارد که به سختی می‌‌توان نمونه‌ای مشابه با آن را در دنیایی بازی‌های ویدئویی نام برد، ایده‌ای که با روایت داستان مشکلات خانوادگی یک زوج جوان در آستانه طلاق و داستان عجیب تبدیل شدن آن‌ها به عروسک‌های پشمی بعد از‌ اینکه اشک‌های دخترشان روی عروسک‌هایش می‌چکد و پرداخت سمبولیک افت و خیزهای یک رابطه، علاوه بر روایت داستانی جذاب، سودای انتقال مفاهیم اخلاقی مهمی به مخاطبان خود را نیز در سر می‌پروراند.

 

در ادامه داستان با کودی (Cody) و می (May) همراه می‌شویم تا در طی سفری پر فراز و نشیب، منشا مشکلات خود را پیدا و برطرف کنند و با درک جدیدی از زندگی به آغوش خانواده‌شان برگردند و نکته جالب اینجاست که یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های بازی، دکتر حکیم (Dr.Hakim) نام دارد که به نوعی کتابی جادویی است که نقش راهنمایی‌ ویرژیل‌وار را برای این دو زوج جوان بر عهده دارد.
نت: ویرژیل راهنمای دانته در کمدی الهی که او را در سفر خود به سمت بهشت، خودشناسی و تطهیر، راهنمایی می‌کند.

 

حال که به درکی کلی از ایده بازی رسیدیم و متوجه شدیم که چقدر داستان ایت تیکز تو با اغلب بازی‌های دیگر فرق دارد، باید بررسی کنیم که چرا این عنوان با وجود چنین ایده خلاقانه وبا پتانسیلی ، از روایت داستانی کم‌نظیر باز مانده است.

 

اولین مشکل داستان ایت تیکز تو، پرداخت ناکافی شخصیت‌های آن است، با وجود اینکه برخی شخصیت‌ها مثل دکتر حکیم و گروهی از شخصیت‌های فرعی به قدر ‌نیاز پرداخت می‌شوند وبعضا تبدیل به شخصیت‌هایی به یاد ماندنی می‌شوند ولی دو کاراکتر اصلی و شیمی موجود بین آن‌ها در عمل یکی از ده‌ها نمونه‌‌ای است که در الگوی زوج‌های هالیوودی آثار خانوادگی مشاهده کرده‌ایم.

 

سه کاراکتر محوری قصه که اعضای خانواده داستان بازی هستند عملا هر یک حکم یک اهرم فشار را دارند که بازی بتواند در مسیری که فارس تعیین کرده گام بردارد و اتفاقات گیم‌پلی دلیل پیدا کنند، شخصیت‌های اصلی با بروز رفتارهای کلیشه‌ای، گفتن جوک‌های معمولی، و انجام اعمال قابل پیش‌بینی نه‌تنها گامی فراتر از کلیشه‌های آثار خانوادگی مشابه در مدیوم‌های مختلف نمی‌‌نهند، بلکه عملا تبدیل به یکی از همان شخصیت‌های مقوایی و تکراری همیشگی این دست از آثار می‌شوند.

 

طبیعتا وقتی پرداخت سه شخصیت بنیادی داستان با مشکل روبروست نمی‌توانیم انتظار استحکام کامل ساختمان روایی اثر‌ را داشته باشیم، ایت تیکز تو با پرداخت کلیشه‌ای و قابل پیش‌بینی قهرمانان خود نه‌تنها از خلق شخصیت‌هایی به یاد ماندنی باز می‌ماند بلکه طبیعتا در شکل دهی شیمی مابین کاراکترها هم نهایتا در سطح متوسط عمل می‌کند.

 

مسئله اصلی اینجاست که شخصیت‌های اصلی به دلیل عدم تمایز در عادات و رفتارهای مخصوص هر کدام از یکدیگر نیست که دچار مشکل کمبود پرداخت هستند و از قضا بازی در این بخش به اندازه کافی کار شده است، بلکه مشکل واقعی این است هز یک از این شخصیت‌ها به صورت منفرد و بدون در نظر گرفتن دیگری هیچ تفاوتی با صدها پدر و مادر در آستانه طلاق دیگری که در تعداد بی‌شماری از فیلم‌های خانوداگی هالیوودی دیده‌ایم ندارند و به راحتی می‌توان ده‌ها کودی و می با همین رفتار و گفتار و موضع روایی را در آثار گوناگون برشمرد.

 

یک مادر متعهد به کار، جدی، سخت‌کوش و در عین حال قلبا مهربان که با کمبود توجهی که به خانواده خود می‌کند باعث ایجاد مشکلاتی می‌شود، یک پدر شوخ، خودمانی، ساده و تا حدی دست و پا چلفتی که قلب پاک و روحیه بالایی دارد و یک دختربچه معصوم، مهربان، ساده و صد البته حساس، بدون شک خودتان تا همین جا دست کم ده نمونه مشابه را از داستان عناوین مشابه به خاطر آورده‌اید و جای بحث بیشتری در این زمینه باقی نمی‌ماند.

 

اما از طرف دیگر‌ اثر مذکور هرچقدر در زمینه پرداخت شخصیت‌های مرکزی خود کلیشه‌ای و متوسط کار کرده در نمادپردازی‌ها و ارجاعات سمبولیک خود به خوبی توانسته به شکلی طعنه‌آمیز مشکلات زوج قصه را به تصویر بکشد و با استفاده از روایتی نه چندان پیچیده ولی کارآمد با پیچش‌های غیرقابل پیش‌بینی و بعضا معنادار خود، داستان را تا انتها جذاب نگه دارد.

 

قدرت کنترل زمان، داشتن کلون، رابطه‌ی میخ و چکش، اسکیت سواری در مناطق برفی پر افت وخیز، چسب و اسلحه، گیاه و سلاح، تمام این‌ها قابلیت‌هایی است که‌ به ترتیب و در طی مراحل مختلف به هر یک از شخصیت‌های اثر داده می‌شود و هریک به نوبه خود نشان دهنده آن چیزی است که شخصیت اصلی ندارد و در آرزوی آن است، قابلیتی که‌ اگر می‌داشت، یکی از مشکلات رابطه‌ برطرف می‌شد، حکیم با دادن هر یک از توانایی‌های متناسب با شخصیت و شناسایی کمبود‌های هر کدام از افراد حاضر در قصه، آن‌ها را راهی یک سفر کوتاه می‌کند که در آخر آن گرچه نشانی از قابلیت‌هایی که داده شده بود باقی نمی‌ماند ولی درسی که هر کدام از شخصیت‌ها به نوبه خود از تجربه خود گرفتند تا ابد با آن‌ها باقی‌ است.

 

کسی که توانایی کنترل زمان را ندارد، حال باید زمان را کنترل کند و کسی که حضوز کمرنگ او باعث آزرده شدن اعضای خامواده شده جال توانایی کنترل یک کلون را دارد، از آهن ربایی که‌ وظیفه‌اش برگرداندن شوق و کشش و جذابیت دباره به این رابطه دو طرفه است گرفته تا توانایی خواندن و.... هر کدام با یک هدف و دلیل مشخص به هریک از شخصیت‌ها مسبت داده شده‌اند و در خدمت رسیدن به معنا و نتیجه معینی هستند و همین داستان ایت تیکز تو را معنی دار و زیبا می‌کند.

 

خانواده‌ی قصه‌ی ما، خانواده‌ای که با وجود اختلافاتی که بین پدر و مادر به وجود آمده، باعث ناراحتی دخترشان شده‌اند، پیش‌زمینه‌ای که منجر  به اتفاق افتادن ماجراجویی قهرمانان داستان می‌شود...

 

یکی از بانمک‌ترین موجودات حاضر در بازی!

 

توجه: چند سطر زیر حاوی اسپویل است.

 

وقتی کودی و می بالاخره به اتاق دخترشان رز می‌رسند تصمیم می‌گیرند با به گریه انداخنن مجدد او و ریخته شدن قطره‌های اشک او روی خودشان که حالا ظاهر عروسکی‌ دارند دوباره به انسان تبدیل شوند ولی آن‌ها هنوز برای این کار آماده نیستند. (سمبل تکرار اشتباهات)، به همین علت این اتفاق نمی‌افتد‌ و حکیم آن‌ها را مجبور می‌کند‌ که راه طولانی‌تری طی کنند که‌ در انتهای آن هر یک، واقعا به شکوفایی مورد نیاز در هویت خود برسند و تنها زمانی به انسان تبدیل شوند که واقعا آماده رویارویی با دخترشان هستند و جالب اینجاست که سکانسی که در نهایت این تبدیل اتفاق می‌کند آراسته با نوای موسیقی، خنده و حسی لذت‌بخش از آزادی توام با رهایی است و اینجاست که مشخص می‌شود گریه هیچ‌وقت راه حل نیست، جوزف فارس در تمام طول مسیر سعی داشت به ما بگوید که درست کردن شرایط با بهای تکرار اشتباهات و یا انجام اشتباهات جدید، تنها به گریه و حسی از گناه می‌انجامد و تعالی واقعی لحظه ایست که هر فرد در اوج شکوفایی خود بتواند مشکل‌ را حل کند. راهی که به عقیده فارس به شکل سمبولیک با نواها و سازهای موسیقی و شکوفایی استعدادهای ناشکفته همراه است و زیبایی روایت ایت تیکز تو به همین پیچش‌های غیر منتظره و نمادپردازی‌های مفهومی آن است.

 

در نهایت باید گفت ایت تیکز تو با وجود ضعف‌هایی که در زمینه شخصیت‌پردازی دارد با نمادپردازی و روایت هوش‌مندانه، خلاقانه و کاربلدانه خود، توانسته قصه‌ای جذاب و مملو از پیام‌ها و مفاهیم انسانی روایت کند، داستانی که شنیدن آن برای هر سنی، تجربه‌ای سرگرم کننده و مهم‌تر از آن الهام بخش و آرامش بخش خواهد بود، همان چیزی که در بازار پر هیاهوی بازی‌های‌ دیوانه‌وار، بزرگ و شلوغ امروز؛ حکم الماسی کم‌یاب را دارد.

 

دو نمونه از دیگر‌ شخصیت‌های حاضر در اثر که طراحی دوست‌داشتنی و باجزئیاتی دارند و باوجود حضور کوتاه خود؛ تصویر مطلوبی از خود در ذهن مخاطب به جا می‌گذارند...

 

 

گیم‌پلی

خلاقیت، خلاقیت و باز هم خلاقیت...

 

خلاقیت بی حد و مرز، بهترین و تنها واژه‌ای است که می‌توان با استفاده از آن تقدیری را که‌ تیم سازنده با ساخت این اثر شایسته آن است به آن‌ها‌ تقدیم نمود. خلاقیت به معنی دقیق کلمه در تک‌تک بخش‌های‌ گیم‌پلی اثر موج می‌زند، هر چپتر دارای یک محیط به کل متفاوت؛ با معماهای متفاوت، قابلیت‌های متفاوت برای هر یک از شخصیت‌ها، ده‌ها‌ مینی گیم متفاوت و در نهایت مکانیک‌ها و ویژدگی‌های جدیدی در کنار هسته اصلی گیم‌پلی است و نکته جالب اینکه درصد بسیار بالایی از سیستم‌ها و مکانیزم‌ها به شکلی  جذاب و لذت‌بخش طراحی شده‌اند.

 

در یکی از مراحل دو کاراکتر‌ باید با کمک هم و با اسکیت از کوه‌های بزرگ برفی گذر کنند در چپتری دیگر، باید با استفاده از قابلیت کنترل زمان و کلون‌گذاری از داخل دنیای ساعت دیواری خانه فرار ‌کنیم و در نمونه‌ای دیگر باید با استفاده از قدرت کشش گیاه روی سر کودی و آب‌پاش می، راهمان را از میان باغچه‌ی کودی باز کنیم.
و نکته قوت استثنائی ایت تیکز تو و اصلی‌ترین مشخصه مورد نیاز گیم‌پلی هر بازی کوآپ، تعامل کامل و تجربه بالانس شده دو پلیر در تک‌تک بخش‌های تجربه است، کاری که ایت تیکز‌ تو به شکلی بی عیب و نقص به انجام رسانده است. نیاز به همکاری دوطرفه و هم‌فکری چه‌ در جریان حل معماهای متنوع و جالب اما نه چدان سخت اثر و چه در حین مبارزات گاه و بی‌گاه‌ آن، عضوی جدایی ناپذیر از شالوده اثری است که فارس خلق کرده است.

 

در نهایت همین تنوع و خلاقیت در بخش طراحی مرحله و ارائه محتوای ارزشمند به جای ساعت‌ها محتوای تکراری، چیزی است که است تیکز‌ تو‌ را به اثری که‌ هست بدل کرده، لول دیزاین اثر به قدری شامل مینی گیم‌ها، مکانیک‌ها و لحظات جذاب و متفاوت می‌شود که استودیو هیچ نیازی به استفاده از حتی یک سکانس اظافی یا مسیر تکراری را در خود نمی‌بیند در این میان ذکر‌ کنم که باس‌ها و دشمنان بازی تنوع بصری بسیار جالب و طراحی خلاقانه‌ای‌دارند، هرچند مبارزات در کل شالوده اصلی ایت تیکز تو نمی‌باشد و به اندازه سایر بخش‌ها روی ان کار نشده ولی همین تنوع سیستم مبارزه با هر‌ باس و روش شکست دادن او، مبارزات را جذاب کرده.

 

هوش مصنوعی دشمنان گرچه‌ هنوز هم جای کار دارد ولی نسبت به  A way out بسیار پیشرفت کرده‌ و در کل در‌ حد نیاز، کار‌ شده‌ است و حرکات دشمنان عقلانی‌تر و دارای ریتم منطقی هستند و شاهد گان‌پلی بالانس نشده و زمخت A way out نیستیم.

 

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های عنوان که با تغییر زاویه دوربین و اهدای قابلیت‌های مبارزه‌ای جادوگر و شوالیه، مخاطب را به دل سفری کوتاه اما بسیار لذت‌بخش در دنیای عناوین اکشن هک اند اسلش قدیمی می‌برد.

 

بازی گستره وسیعی از فعالیت‌های مختلف را در لابه‌لای چپترهای خود پوشش داده، از پرواز با کنترل نوعی پرنده عجیب بر فراز شهری که انگار از میان صفحات کتاب‌های هری پاتر بیرون آمده است تا اسکیت‌سواری بر فراز و نشیب کوه‌های برفی!

 

نمایی ساده از گیم‌پلی معمول اثر...

 

ایت تیکز تو علاوه بر ارجاعات پارودی‌واری که به دنیای آثار مشهور تمامی میدویم‌ها و حتی ساخته قبلی استودیو هیزلایت دارد، هر از چندگاهی کلا ساختار گیم‌پلی را تغییر می‌دهد، از تبدیل شدن به یک پلتفورمر دو بعدی تا استفاده از برخی مکانیک‌های سری زلدا در شماری از مراحل تا تغییر زاویه دوربین به دوربین امثال سری دیابلو و ارائه یک تجربه فانتزی مبارزه‌ای کوتاه؛  ایت تیکز تو با مهارت تمام آن‌چنان زیبا ژانرها، دوربین‌ها و ویژگی‌های مختلف گیم‌پلی آثار گوناگون را در یکدیگر ذوب می‌کند که تبدیل به معجونی شگفت‌آور و جذاب می‌شود.

 

جالب اینکه معماها و پلتفورمینگ که دو شالوده اصلی گیم‌پلی ایت تیکز تو را تشکیل می‌دهند هر‌دو به شکلی مثال‌زدنی طراحی شده‌اند معماها جالب و بعضا هوش‌مندانه کار شده‌اند، گرچه‌ همیشه چالش برانگیز‌ نیستند و پلتفورمینگ بازی با استعاده درستی که‌ از مکانیک‌های قلایب‌گیری، دابل جامپ و.... دارد تبدیل به تجربه‌ای ساده اما جذاب شده است.

 

مبارزات و مینی گیم‌ها گرچه نقش کم‌رنگ‌تری در گیم‌پلی اثر دارند ولی هریک از تنوع و سیستم‌های مخصوص به خود‌ برخوردارند و نکته جالب اینکه بیشتر این سیستم‌ها واقعا طراحی ساده اما جذابی دارند.

 

در این میان خوب است ذکر کنیم که مدت زمان گیم‌پلی اثر هم نسبت به دو اثر قبلی فارس رشد قابل توجهی کرده و نزدیک به 13 یا 14 ساعت محتوای لایق تجربه را تقدیم مخاطب می‌کند و علاوه بر این و با توجه به قابلیت‌های مخصوص هر یک از کاراکترها در چپترهای گوناگون و تجربه منحصر به فرد هریک از آن‌ها، به مراتب ارزش تکرار بالاتری‌ را نیز نسبت به A way out و Tale of two brothers دارد.

 

در زمینه استفاده از قابلیت‌های نسل نهمی کنسول‌های جدید، متاسفانه ایت تیکز تو پیشرفت چندانی را نه در استفاده از قابلیت‌های دوال سنس و نه‌ در زمینه بهبود بنیادی بافت‌ها متحمل نشده و اصلی‌ترین تحول آن را می‌توان کاهش مدت زمان صفحات لودینگ و انتظار نام برد.
اما با این وجود تجربه اصلی روی کنسول PS4 به قدری با کیفیت بود که هنوز هم جنبه‌های بصری و گیم‌پلی اثر، جدید و جذاب به نظر برسند.

 

در نهایت باید ذکر کرد‌ که ایت تیکز تو با خلاقیت بی حد و مرز خود و خلق تجربه‌هایی تقریبا دو ساعته، جذاب و عمیقا متنوع و متفاوت با یکدیگر از هر یک از هفت چپتر خود، در کنار استفاده عالی از تعامل شخصیت‌ها و هسته گیم‌پلی کوآپ، موفق به ارئه تجربه‌ای نفس‌گیر و لذت‌بخش با ارزش تکرار بالا می‌شود که لحظه‌ای مخاطب خود را خسته نمی‌کند، حال استفاده استادانه استودیو از المان‌های متوع سبک‌های گوناگون و مینی گیم‌های متعدد جذاب را هم به فرمول فوق اظافه کنید که متوجه شوید چرا ایت تیکز تو هیچ حد و مرزی را در خلق گیم‌پلی منحصر به فرد و متنوع خود نمی‌شناسد.

 

در یکی از مراحل باید با کنترل قایقی کوچک به جنگ کشتی‌های دزدان دریایی و در نهایت یک اختاپوس غول‌پیکر برویم، تجربه‌ای جذاب و خاص که با وجود تعلق به یک دنیای دیگر به خوبی در جهان بازی ذوب شده است.

 

گرافیک و جلوه‌های بصری

چشم‌نواز و متنوع، گشت و گذاری حیرت انگیز!

 

همان‌طور که در بخش گیم‌پلی هم اشاره شد، خلاقیت بی‌نهایت تیم سازنده به بخش گیم‌پلی محدود نشده و در زمینه گرافیک هم با تجربه‌ای به شدت خوش آب و رنگ با محیط‌های کاملا متفاوت روبرو هستیم که به خسته نکردن چشمان مخاطب خود بهای کامل‌ می‌دهد. هر هفت چپتر بازی متشکل از هفت محیط اساسا متفاوت با یکدیگر هستند و بازی هر یک از این محیط‌ها را با زیبایی و جزئیات هرچه تمام‌تر شکل‌دهی و طراحی کرده است، موردی که باعث شده جدیدترین ساخته استودیو هیزلایت از تنوع محیطی بسیار بالا و انواع مناطق چشم‌نواز بهره‌مند باشد، از شهری جادویی به سبک هری‌پاتر در دل یک ساعت دیواری تا کوهستان‌های برفی و فضای شلوغ و مملو از رنگ و لعاب داخل یک ساز موسیقی.

 

نکته جالب اینکه جزییات و ریزه‌کاری‌های طراحی گرافیکی در هیچ یک از این محیط‌ها‌ رنگ نمی‌بازد و تک‌تک محیط‌ها با ایسترآگ‌ها، جزئیات، قاب‌بندی‌ها، رنگ‌بندی و نورپردازی زیبا و مخصوص به خود تزئین شده‌اند. توجه فارس به قواعد سینمایی در خلق دنیای بازی خود ستودتی است و به خصوص در زمینه رنگ‌بندی‌، اثر مذکور، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، رنگ‌بندی تک‌تک محیط‌ها از نظر تن رنگ غالب و ارتباط این رنگ با مفهوم آن مرحله به کلی از مراحل دیگر‌ متفاوت است و این دقت نه‌تنها باعث خلق لحظاتی به شدت زیبا از ترکیب نورپردازی استادانه و رنگ‌بندی و سایه‌زنی کمال‌گرایانه شده بلکه در خدمت مفهوم هر چپتر هم قرار گرفته‌اند.

 

وقتی وارد یک محیط غارمانند می‌شویم و سپس قاب‌بندی زیبای اثر چشمان مارا به اعماق آبی و سفید غار معطوف می‌کند و یا هنگامی که رنگ‌بندی غالب قرمز و بنفش فضای داخل ساعت را تشکیل می‌دهند و حس جادویی خاصی را به ما القا می‌کنند تا رنگ بندی غالب سبز و قهوه‌ای که‌ کاملا حس طبیعت و حرکت در اعماق یک باغچه را به ما‌ القا می‌کند‌. همگی در تک‌تک ‌مراحل به زیبایی هرچه‌تمام‌تر تبدیل به استعاره‌ای بصری از محیط اثر و نکته قوتی مثال‌زدنی می‌شوند.
نورپردازی و سایه‌زنی نیز همان‌طور که ذکر شد نسب به A way out به مراتب هنری‌تر و در عین حال از لحاظ بافت‌ها باکیفیت‌تر شده است و حقیقتا که این حجم از پیشرقت برای هیزلایت در کم‌تر از چهار سال واقعا شگفت‌انگیز و لایق تحسین می‌باشد.

 

قاب‌بندی با دقت و حوصله تمام صورت گرفته و به ندرت شاهد قاب‌های اظافه یا بی‌ظرافت هستیم و در عین حال زاویه دوربین در اغلب لحظات از تحرک و جهت مناسب برخوردار است و خلاصه اینکه ایت تیکز تو در بخش طراحی هنری محیط‌های خود به شکلی متنوع، زیبا و در یک کلام؛ مثال‌زدنی عمل می‌کند و تبدیل به کلاس درسی برای استودیوهای بازی‌سازی مستقل و حتی نیمه مستقل می‌شود‌.

 

فضاسازی انتزاعی و زیبای اثر در یکی از سکانس‌های گیم‌پلی!

 

رنگ‌بندی، نورپردازی، سایه‌زنی و قاب‌بندی حساب شده و بافت‌های باجزئیات باعث خلق چنین تصاویر نابی از میان لحظات گیم‌پلی شده است...

 

در زمینه طراحی چهره نیز سیر پیشرفت استودیو در به کارگیری جزئیات و بهبود انیمیشن‌ها، فیزیک و بافت‌ها به خوبی مشهود است، اگرچه در زمینه طراحی چهره، اثر به پای محیط‌های خود نمی‌رسد ولی با این وجود حجم جزئیات و حرکات  انیمیشن‌های به کار رفته نسبت به A way out پیشرفتی جدی کرده‌اند و اکنون با شخصیت‌های زنده‌تری روبه‌رو هستیم، حرکات بدن و فیزیک کاراکترها و اشیا هم بهبود پیدا کرده است با این وجود در شکل دهی اجزای صورت کاراکترهای انسانی، هنوز با ایدئال‌های غول‌های صنعت گیم فاصله زیادی وجود دارد ولی این مورد به خودی خود اشکال به حساب نمی‌آید و در کل عملکرد ایت تیکز تو در این زمینه در سطح مطلوبی قرار دارد.

 

در زمینه گرافیک فنی، ایت تیکز تو به غیر از چند باگ جزئی، تقریبا بدون هیچ عیب و نقصی اجرا می‌شود و تجربه‌ای سریع و روان فارغ از هرگونه افت فریم، لگ یا باگی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.رزولشن و جزییات موجود در بافت‌های گرافیکی بازی و نیز ریره‌کاری‌های تکسچرها با پیشرفت جدی نسبت به بازی قبلی استودیو روبه‌رو شده‌اند و در کل با تجربه‌ای چشم‌نواز و استاندارد مواجه هستیم، هرچند در‌ این میان لازم به ذکر است که نسخه کنسول پلی استیشن پنج به طور کلی تفاوت چندانی با نسخه PS4 نکرده و مهم‌ترین تغییر آن را همان طور که قبلا هم ذکر شد، می‌توان کاهش زمان لودینگ‌ها دانست، با این وجود تجربه کلی بر روی کنسول‌های نسل قبل به نوبه خود به قدری باکیفیت بود که هم‌چنان در کل تجربه مناسبی را در اختیار مخاطب قرار‌ دهد.

 

در نهایت باید گفت ایت تیکز تو با طراحی هنری و جزئیات سینمایی به کار رفته در محیط‌های خود، چشم مخاطبان را خیره می‌کند، با طراحی چهره و انیمیشن معقول خود، مخاطب را راضی نگه می‌دارد و در آخر از لحاظ فنی هم تجربه‌ی روان و تقریبا بی‌ایرادی را در اختیار مخاطب خود قرار می‌دهد. این حجم از پیشرفت گرافیکی نسبت به بازی قبل، بدون شک دستاورد بزرگی برای Hazelight است.

 

پوشش گیاهی باجزئیات و به خوبی تکسچر شده به راستی به یکی از زیبایی‌های بصری مرحله گاردن تبدیل می‌شود.

 

موسیقی و صداگذاری

ساده اما مناسب...

 

اگر انتظارمان از‌ یک بازی، تجربه‌ای سمعی بصری که به شکل تنگاتنگی به هم آمیخته و باعث خلق لحظات جذابی می‌شود که عموما هم همین‌طور است، باشد پس باید بگویم که ایت تیکز تو این ماموریت را بدون هیچ گونه عیب و نقص اجرا می‌کند و در هیچ جای بازی با مشکلات تدوینی یا عدم هم‌خوانی موسیقیایی مواجه نیستیم و موسیقی در تمامی لحظات عنوان نقش یک مکمل مناسب را برای بازی ایفا می‌کند و در تک‌تک لحظات آن با ریتم و تم مناسب خود، تاثیرگذاری سکانس را ارتقا می‌بخشد برای مثال دکتر حکیم یکی از شخصیت‌های مرکزی بازی، همواره یک موسیقی با تم اسپانیایی را با خود به همراه می‌آورد که با توجه به لحن صحبت و دیزاین ظاهر او، نه‌تنها هم‌خوانی کامل با حس و حال شخصیت مذکور دارد بلکه سکانس مورد بحث را بسیار تاثیرگذارتر کرده و حس کمدی لازم صحنه را به خوبی ارتقا می‌بخشد.

 

موسیقی ایت تیکز تو چه در لحظات هیجانی و چه در لحظات آرام، با ریتم مناسب خود به خوبی به یاری اثر می‌آید و با استفاده از نوای غالب گیتار و سینتی سایرز موفق به ایجاد فضای گیرایی از ترکیب حس اکشن و کمدی می‌شود.اما اگر بخواهیم آلبوم موسیقی اثر مورد بحث را به صورت منفرد و از جنبه ارزش موسیقیایی مورد بررسی قرار دهیم، در این صورت باید اعتراف کنیم که متاسفانه به غیر از چند ترک معدود و خاص، ایت تیکز تو عملا موفق به خلق آهنگ‌های به یادماندنی و جذابی نمی‌شود که در خارج از دنیای بازی، توانایی علاقه‌مند کردن مخاطب ر داشته باشند و بی شک در بین بهترین نمونه‌های ویدئوگیمی قرار نمی‌گیرد، موردی که به خودی خود مشکل به حساب نمی‌آید ولی شاید اگر ایت تیکز تو از قطعات خلاقانه‌تر و  گیراتری به خصوص در لحظات دراماتیک استفاده می‌کرد، با تجربه‌ی اثرگذارتری مواجه بودیم.

 

و اما‌ از‌ جنبه صداگذاری ایت تیکز تو نه‌‌تنها تجربه‌ی سمعی مناسبی را در اختیار مخاطب می‌گذارد و با صداگذاری‌های دقیقی که روی اشیای محیط، صدای پریدن‌ها و در کل حرکات کاراکتر‌ها و... به کار برده به مراتب تجربه پرکشش‌‌تری را نسبت به A way out در این زمینه، ایجاد کرده است.صداگذاری شخصیت‌ها به زیبایی تمام صورت گرفته و هر کاراکتر لحن صحبت و صدای مخصوص به خود و حتی دایره کلمات خاصی را دارد که به شکلی مثال‌زدنی با هویت او اجین شده‌اند و این مهم باعث شده شخصیت‌ها تا حدی برایمان ملموس‌تر شوند و کمک زیادی‌ به قابل قبول‌تر شدن شخصیت‌پردازی کرده است.

 

در این میان جا دارد یک تشکر ویژه از صداپیشه محترم شخصیت دکتر حکیم هم به عمل بیاوریم که با نقش‌آفرینی بی‌بدیل خود تبدیل به یکی از نقاط قوت اثر شده است‌. در نهایت باید گفت ایت تیکز‌ تو در وادی موسیقی نه بی‌عیب و نقص و فوق‌العاده اما مناسب و شایسته عمل می‌کند‌ و در کل نه‌تنها نمی‌توان ایراد زیادی از این بخش گرفت بلکه بعضا لیاقت ستایش را نیز‌ دارد.

 

سفر به دنیای رنگارنگ داخل یک ساز موسیقی از جمله آن تجربه‌هایی است که بعید است به جز از ذهن خلاق جوزف فارس، از جایی دیگر ناشی شده باشد!

 

مرحله انتهایی به کل درون یک دستگاه موسیقی جریان دارد و بعید نیست که این مرحله، لحظه‌ی شکوفایی استعداد نهفته می، اتصال آخرین حلقه روایت و پر زرق و برق‌ترین و زیباترین لحظات اثر را از لحاظ نورپررازی و رنگ‌بندی، تماما در خود جای داده باشد...

 

جمع‌بندی

 

در انتهای مقاله باید ذکر کنیم که دست یافتن به جایزه بازی سال آن هم در سومین تجربه کارگردانی افتخار کمی نیست و بی‌شک آرزوی بسیاری از بازی‌سازان جوان و مستقل است و قطعا جوزف فارس با جدیدترین بازی خود به خوبی این نکته را ثابت کرده است که بازی‌های کوآپ چه توانایی بالایی در ارائه تجربه‌های به یاد ماندنی به مخاطب خود را دارند.

 

فارس با سیر صعودی کیفیت آثار خود، کاری کرده است که به همین زودی او را یکی‌ از کارگردانان مهم و صاحب سبک دنیای بازی به حساب آوریم و انتظار برای تجربه هر اثر بعدی او، به مراتب سخت‌تر از قبل شود.

 

ایت تیکز تو تعریف دقیق کلمه خلاقیت است، خلاقیتی بی حد و مرز که‌ تمام جنبه‌های بازی از ایده داستانی گرفته تا گیم‌پلی و گرافیک را در برگرفته و موجب خلق تجربه‌ای‌جذاب و خاطره‌ساز شده است. گرچه ایت تیکز تو مشکلاتی در زمینه داستانی و برخی جنبه‌های ریز گرافیکی دارد و از لحاظ آهنگ‌سازی حرف بزرگی برای گفتن ندارد ولی نمونه دقیقی است از همان‌چه که یک بازی استثنائی و لذت‌بخش باید باشد و به شخصه تجربه آن را به تمام افرادی که دوستی برای تجربه و یک کنسول بازی دارند، پیشنهاد می‌کنم.

 

نقاط قوت: خلاقیت بی‌اندازه در بخش گیم‌پلی و خلق تجربه‌ای منحصر به فرد و جذاب از هر چپتر – ارزش تکرار بالا – ایده خلاقانه داستان بازی – دکتر حکیم! – نمادپردازی مفهومی و خوب – روایت ساده اما‌ تاثیرگذار – پازل‌های‌ خلاقانه – باس‌ها، مبارزات و لول دیزاین جذاب – ارجاعات هوش‌مندامه به فرهنگ عامه – هوش مصنوعی قابل قبول – گرافیک هنری چشم‌نواز – رنگ‌بندی کم‌نظیر! – تنوع محیطی بی‌ حد و حصر – چهره‌پردازی مناسب – گرافیک فنی کم ایراد و لودینگ سریع – صداگذاری و صداپیشگی فوق‌العاده

 

نقاط ضعف: شخصیت‌پردازی کلیشه‌ای و مقوایی سه شخصیت مرکزی – جای کار بیشتر طراحی چهره و انیمیشن صورت شخصیت‌های‌ انسانی – چند باگ جزئی – عدم استفاده تمام و کمال از قابلیت‌های دوال سنس – موسیقی جای کار بیشتری داشت

 

Score: 9 / 10