بقلم : مهدی ملکی

پیش از محبوبیت بی‌چون و چرای عناوین چند نفره آنلاین، بازی‌ها اغلب حاوی بخش‌های چند نفره‌ای بودند که با حفظ کلیت داستان و یا اهداف سازندگان، به کاربران اجازه می‌داد که روی یک نمایشگر، به تجربه چند نفره آن بپردازند. همان‌طور که به خوبی با روند محبوبیت بازی‌های آنلاین آشنا هستید،‌ این موضوع به تدریج کم‌رنگ شد و عناوین چند نفره‌ای که به این شکل دنبال می‌شوند، به حداقل تعداد ممکن رسیدند.

 

با وجود این که اکنون چنین عناوینی بسیار کم تعداد شده‌اند، می‌توان برخی از پرچم‌داران این بازی‌ها را که با حفظ روند کلاسیک، از مولفه‌های با کیفیتی برای ساخت تجربه‌ای چند نفره و لذت‌بخش برای بازیکن بهره‌مند هستند، نام برد. جوزف فارس با ساخت بازی‌هایی نظیر Brothers: A Tale of Two Sons و A Way Out، طی دهه گذشته جزو نام‌های ماندگار برای علاقه‌مندان بازی‌های مبتنی بر همکاری است.

 

 

حال پس از مدتی از عرضه اثر قبلی، این کارگردان در هیبت مدیر Hazelight Studios، آخرین ساخته خود و تیمش را تحت عنوان It Takes Two به بازار عرضه کرده است. این اثر بیشتر از هر چیزی روی همکاری تمرکز دارد و به نظر می‌رسد که این بار داستان تا حدی به حاشیه رانده شده است. در ادامه به بررسی ماجراجویی‌هایی این دنیای پررنگ و لعاب خواهیم پرداخت؛ آیا It Takes Two می‌تواند شما را چندین ساعت پای نمایشگر نشانده و یا حتی پای خود را فراتر گذاشته و میخکوب کند؟ در ادامه با ما همراه باشید تا به بررسی یکی از منحصربه‌فردترین تجربه‌های سال‌های اخیر بپردازیم.

 

داستان، روایت و شخصیت‌پردازی

داستان بازی It Takes Two حول یک خانواده و یا دقیق‌تر، یک زوج نه چندان خوشبخت می‌چرخد که با دلایلی کلیشه‌ای، از یکدیگر ناراضی بوده و زندگی مشترک خود را در انتهای راه می‌بینند. «کدی» و «می» در نقش این زوج، بدون توجه به شرایطی که برای فرزندشان رز رخ خواهد داد، به جای حل مشکلات، تصمیم می‌گیرند که همه چیز را به تیغ حقیقتی بسپارند که ظاهراً چیزی جلودار آن نیست: جدایی.

 

با این حال رز با ایده پدر و مادر خود موافق نیست و و باور دارد که عالم حقایق، خود توهمی بیش نیست. او نهایتاً از یک کتاب با نام «کتاب عشق» کمک گرفته و از دنیای خیالی خود درخواست می‌کند که پدر و مادر او را کنار یکدیگر نگه دارد. بازی مذکور در ادامه به درخواست رز گوش می‌کند و به کمک کتاب زندگی که بعدها با نام «دکتر حکیم» شناخته خواهد شد، پدر و مادر او را به زندگی در نقش دو عروسک محکوم می‌کند. این دو وظیفه می‌یابند که برای خلاص شدن از این شرایط در طول سفر پرپیچ و خم و جذاب خود از همکاری‌های بی‌شماری بهره بگیرند که در زندگی واقعی و ازدواج نیز شاهد درخشش آن هستیم.

 

داستان بازی پر از دیالوگ‌هایی است که زوج‌های شکست خورده و یا حداقل زوج‌هایی که چنین حسی را بردوش می‌کشند، دست از بازگو کردنشان برنمی‌دارند. آن‌ها غر می‌زنند، همدیگر را سرزنش و در انتها بازگو می‌کنند که باید جدا شوند. همکاری در این بین عاملی است که می‌تواند آن‌ها را به یکدیگر بازگرداند و نشان دهد که جدایی، آخرین سنگر نیست.

 

 

داستان بازی در ظاهر تمام مشکلات زوج‌ها را نشان داده و راه حل را هم بدون اتلاف وقت نشان می‌دهد اما این ظاهر ماجراست. It Takes Two با وجود تمام دستاوردها و کیفیتی که در بخش‌های آینده به تمجید آن‌ها خواهیم پرداخت، یک معیار داستان‌سرایی، روایت‌سازی و یا شخصیت‌پردازی نیست. مشکلات زوجین حاضر در بازی هرگز به تفکیک مشخص نمی‌شود و کاملاً سطحی باقی می‌ماند. سپس آن‌ها طی ماجراجویی‌های خود نیز صحنه‌های تعیین کننده‌ای را تجربه نمی‌کنند و فواید همکاری شگفت‌انگیز آن‌ها مانند یک فرایند تدریجی، شکل نمی‌گیرد.

 

از سوی دیگر دکتر حکیم به عنوان یک شخصیت شوخ و بذله‌گو، در حکم شخصیتی بزرگ و به یادماندنی ظاهر نمی‌شود و بیش از آن که هر بار به حل مشکلات شخصیت‌های اصلی بازی بپردازد، آن‌ها را به شوخی‌های آینده و ویژگی‌های جدید گیم‌پلی سوق می‌دهد. این بازی تمام گیم‌پلی، جلوه‌های بصری و شنیداری را به بند هنر می‌کشد و در قسمتی که باید با انجام انتخاب‌های بزرگ از سوی سازندگان، یک پیام ارزشمند را منتقل کند، به سطوح پایین‌تر رضایت می‌دهد.

 

ساده‌تر پیش برویم؟ It Takes Two هیچ دریغی در نمایان کردن ارزش همکاری به بهترین شیوه ممکن نمی‌کند. تمام جادوهای ممکنی که در حال حاضر در قید محدودیت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دنیای بازی‌های ویدیویی نیستند، در ساخته Hazelight Studios برای ارج نهادن به همکاری تجلی می‌یابند اما شخصیت‌های کدی و می و داستان ازدواج و جدایی احتمالی‌شان، به قله‌های پرمفهومی که شخصاً خواهانش هستم، نمی‌رسند.

 

 

حال چرا ما این‌قدر به بحث‌های پرعمق بازی و لازمه وجود آن‌ها در چنین عنوان رنگارنگ و سرگرم کننده‌ای تاکید داریم؟ اگر Brothers: A Tale of Two Sons، یکی از عناوین پیشین آقای جوزف فارس را تجربه کرده باشید، متوجه هستید که چه پتانسیل‌های عظیمی از بین رفته‌اند. این اثر با مهیا ساختن لحظاتی که به راحتی اشک را روی گونه‌های کاربر سوق می‌داد، اثری بس عمیق بود که پرداختن به هنر سازندگان در ساخت آن، هنوز هم به چندین مبحث جداگانه نیاز دارد.

 

با این حال، نباید سطح کیفی It Takes Two را وارونه جلوه دهیم. طبق تحقیقات انجام شده در زمینه ناخودآگاه انسان، تنها بین ۴ الی ۵ ثانیه طول می‌کشد که شما اولین قضاوت خود از یک شخص، محصول یا پدیده را انجام دهید. بنابراین داستان احتمالاً بدترین بخش برای آغاز نقد و بررسی It Takes Two به شمار می‌رود اما بدون پرداختن به آن، نمی‌توان به سراغ قسمت‌های دیگر رفت.

 

اگر قرار است که ضمیر ناخودآگاه شما سکان را به دست گرفته و با مشاهده این مشکلات و نواقص، معجزه موجود در It Takes Two را بی‌اهمیت و کاذب جلوه دهد، بگذارید شما را به قضیه بازگردانم؛ تمام مشکلاتی که چندی پیش به بیان خط به خط آن‌ها پرداختیم، در برابر تخصص و تعهد به کار رفته در بخش‌های پیش‌رو، هیچ پنداشته می‌شوند. بنابراین اگر حاضر هستید، به درون معجزه شیرجه بزنیم.

 

گیم‌پلی

احتمالاً سازندگان It Takes Two از آن دست افرادی هستند که تنوع جزوی از زندگی روزانه آن‌هاست. گویا آن‌ها دور هم جمع شده و تصمیم گرفته‌اند که تمام ژانرهای موجود در بازی‌های ویدیویی را درون It Takes Two جا دهند و طی یک تجربه ۱۰ ساعته، تاریخ این صنعت را به شکل شگفت‌انگیز و بی‌همتایی مرور کنند. It Takes بدون اغراق چنین کاری را به سرانجام می‌رساند و ما برخلاف اغلب بخش‌های کمدی بازی مذکور، کاملاً جدی هستیم و حداقل اکنون به دنبال نشاندن لبخندهایی بی‌نهایت زیبا روی لب‌های شما نیستیم.

 

بازی در یک خلاصه کلی در ژانر اکشن ماجراجویی طبقه‌بندی می‌شود اما بیایید فریب آن را نخوریم؛ It Takes Two یک دنیای جادویی و ورای ژانرهای گوناگون و طبقه‌بندی‌های سنتی است که با اکتفا به آن‌ها و تعاریفشان، ارزش و دستاوردهای ساخته جدید Hazelight Studios را زیر سوال می‌بریم. کدی و می پس از پذیرفتن قرارگیری در نقش دو عروسک چوبی در دنیایی متفاوت از چیزی که به آن خو گرفته‌اند، تنها راه خلاص شدن از طلسم موجود را، همکاری و پیشبرد ماجراهایی که افق آن‌ها مشخص نیست، می‌بینند.

 

 

آن دو حرکت می‌کنند، جدال کرده، می‌پرند و به هدف‌های کوچک و بزرگ خود در هر مرحله می‌رسند اما در حقیقت در حال انجام کار بزرگ‌تری هستند: همکاری. یک فرایند پیچیده و لذت‌بخش از اعمال و اقدامات گوناگون که برای به ثمر رسیدن آن‌ها دقیقاً «به دو نفر نیاز است». بنابراین شاید تا به این‌جا بدون داشتن اطلاعات چندان از این عنوان، متوجه شده باشید که تجربه بازی مورد بحث به صورت تک نفره ممکن نیست و برای تجربه It Takes Two به یک شریک و یار شفیق نیاز دارید. حال دوست، همسر و یا کودک شما می‌تواند کنار شما بنشیند و با در دست گرفتن کنترلر دوم، به صورت Split Screen به تجربه بازی بپردازد.

 

از سوی دیگر یکی از بازیکنان می‌تواند به صورت آنلاین و از آن سوی دنیا شما را همراهی کند. به هر طریق، مهم نیست که چه می‌کنید، چه کسی با شما همراه می‌شود و یا از چه مکانی به کنترل شخصیت ثانویه می‌پردازد؛ همکاری بزرگ‌ترین مولفه بازی است و بدون آن حتی یک قدم هم نمی‌توانید پیش بروید. خوشبختانه در این بین تنوع اقداماتی که شخصیت‌ها انجام می‌دهند، گاهی اوقات هیچ شباهتی به یکدیگر ندارد و در عین حال، هر دو کاربری که پشت نمایشگر نشسته‌اند، از جذابیت بازی لذت می‌برند. برای نمونه، گاهی اوقات شما چندین عدد میخ پیدا کرده و شریک‌تان شما را با یک چکش همراهی می‌کند. سناریوهایی که منجر به استفاده از این دو ابزار ساده می‌شوند، به قدری جذاب و پیچیده هستند که نبوغ بی‌نظیر سازندگان بازی را بارها و بارها بازتاب می‌دهند.

 

در قسمت‌های دیگر یکی از شخصیت‌ها می‌تواند مقداری از حالت عادی بزرگ‌تر شده و باری دیگر منجر به خلق سناریوهای قابل توجه و سرگرم کننده شود. راه رفتن روی دیوار، مبارزات الهام گرفته شده از بازی‌های دیگر، و حتی تبدیل شدن به ساحره و شوالیه از دیگر تحولات و البته قابلیت‌های اندکی است که بین هزاران ایده و ویژگی جذاب این بازی به بازیکن ارائه می‌شوند.

 

 

باس‌فایت‌ها را فراموش نکنید. آن‌ها راه خودشان را از بازی‌های سنتی تا بازی‌های مدرن ادامه داده‌اند و ما حتی در قرن جاری نیز استفاده‌های بسیار خلاقانه‌ای را از آن‌ها دیده‌ایم. در It Takes Two این موضوع تکرار می‌شود و با حفظ خصیصه‌های همکاری و تزریق ایده‌های جدید، شما با باس‌فایت‌های متعددی روبه‌رو خواهید شد. روند معرفی مکانیزم‌ها و قابلیت‌های جدید در It Takes Two پایان‌ناپذیر است و پس از چند گمانی که در ابتدا به تکراری شدن بازی دلالت دارد، ایمان می‌آورید که این عنوان تبلور خلاقیت و نوآوری در معرفی ویژگی‌ها و همچنین ایده‌های جدیدی است که به بهترین شکل ممکن پیاده شده‌اند. همان لحظه‌ای که از محیط و ویژگی خود خسته می‌شوید، دکتر حکیم از راه می‌رسد و قابلیت جدیدی را رو می‌کند. شما آن را در پیش می‌گیرید و هنر سازندگان در استفاده از پتانسیل‌های همکاری را با تمام وجودتان احساس خواهید کرد.

 

 

همه جذابیت‌های موجود در بازی را هم که کنار بگذاریم، به مینی‌گیم‌های تعبیه شده در آن می‌رسیم. اگرچه این مینی‌گیم‌ها بیشتر براساس تجربه تک نفره بنا شده‌اند، ولی احساس رقابت در بطن آن‌ها زنده است و نفس می‌کشد. کافی است که در یکی از آن‌ها عملکرد ضعیف‌تری از شریک خود نشان دهید؛ در آن شرایط حتی اگر او خرده‌ای به شما نگیرد، It Takes Two ذات سیری ناپذیر انسان در موفقیت را قلقلک می‌دهد و او را وادار به رقابت و بازگشت به مینی‌گیم‌ها می‌کند. در مواقعی بسیار جزئی و اندک که حتی ضرورتی برای نام بردن از آن‌ها نمی‌بینیم، جذابیت عملی که شخص مقابل انجام می‌دهد، بیش از آن چه به نظر می‌رسد که شما مشغول انجامش هستید. در این‌جا نه تنها باری دیگر تاکید می‌کنیم که چنین جوی به ندرت بر تجربه بازی سایه می‌افکند، بلکه می‌توان آن را به عنوان نکته‌ای مثبت هم در نظر گرفت؛ چگونه؟  ارزش تکرار بازی در این قسمت از ناکجا آباد پیدا می‌شود و معجزه جوزف فارس و تیم خلاق او را زمزمه می‌کند. تفاوت گیم‌پلی دو کاربر در کنار چنین حس جزئی که گاه بازیکن حتی در صورت واهی بودن، دچار آن می‌شود، او را وادار به تجربه دوباره بازی می‌کند تا قسمت‌هایی که حس جذاب‌تری برای دوستش داشته‌اند، برای او هم رخ دهند. در تجربه بعدی بازی، کاربر پیشین می‌تواند نقش مخالف را به عهده بگیرد و از انجام آن لذت ببرد.