بقلم : آریا مقدم

 

 - نسل هشتم دارد به پایان کار خودش نزدیک می شود و فکرش را که می کنم این نسل واقعاً خاطرات خوب بی شماری را برایمان رقم زده است. هم با بازی های شاهکارش، هم با سرویس های قابل دسترس تر و کاربرپسندترش و هم با بازسازی بازی های نسل های قبل. درباره ی اینکه بازی های کدام نسل بهتر بوده اند شاید بتوان ساعت ها بحث کرد و در آخر به نتیجه ای نرسید، اما چیزی که نسل هشتم را پیروز این رقابت میان نسل ها می کند همین ریمسترها و ریمیک هایی هستند که پشت سر هم به بازار می آیند و خاطرات نسل های قبل را برایمان زنده نگه می دارند. نسل هشت نه تنها شاهکارهایی مانند رد دد ریدمپشن ۲، گاد آو وار، لست آو آس ۲ و ویچر ۳ را به زندگی مان آورد، بلکه در این نسل بود که ساختن ریمستر و ریمیک بازی های قدیمی به یک رسم تبدیل شد. بازی هایی مانند Resident Evil 2 و Final Fantasy که شاهکارهای بی بدیل نسل های قبل بودند با کیفیتی خیره کننده برگشتند و The Last of Us Remastered و GTA V آمدند تا نگذارند بازیبازان نسل هشتمی از تجربه ی بی نظیر این بازی ها محروم بمانند. این موضوع به قدری پررنگ شد که کنسول های نسل نهمی آن را یکی از اولویت های خود قرار دادند که در هر نسل، بتوانید به راحتی از بازی های نسل های گذشته نیز بهره مند شوید. این موضوعی است که باعث می شود نسل هشت را بیشتر دوست داشته باشیم؛ بازسازی خاطرات گذشته.

 

چیزی که نسل هشتم را پیروز این رقابت میان نسل ها می کند همین ریمسترها و ریمیک هایی هستند که پشت سر هم به بازار می آیند و خاطرات نسل های قبل را برایمان زنده نگه می دارند. نسل هشت نه تنها شاهکارهایی مانند رد دد ریدمپشن ۲، گاد آو وار، لست آو آس ۲ و ویچر ۳ را به زندگی مان آورد، بلکه در این نسل بود که ساختن ریمستر و ریمیک بازی های قدیمی به یک رسم تبدیل شد.

 

وقتی شایعه ی ساخت فرنچایز جدیدی از سری Mafia در اینترنت پیچید، پیش خودم فکر کردم کاش بازی جدید، Mafia 4 نباشد. چون پس از Mafia III احساس کردم ۲K Games دارد بازی را به مسیری می برد که مسیر زیاد جالبی نیست. در عوض می خواستم ریمیک بازی اول معرفی شود که این موضوع را هم بعید می دانستم. اما دقیقاً همین اتفاق افتاد و سازندگان تصمیم گرفتند مدتی به این سری استراحت دهند و به جای ساخت نسخه ی جدید، سراغ بازسازی نسخه ی اول بازی بروند. فکر می کنم برای گیمر ایرانی، معرفی مافیا چیزی مانند معرفی قورمه سبزی می ماند! همانطور که همه می دانند قورمه سبزی چیست، تقریباً همه ی گیمرهای ایرانی هم می دانند مافیا چیست و اکثراً ارادت خاصی هم به این بازی دارند! واقعاً بعید است که گیمر باشید، بالای ۲۳،۲۴ سال سن داشته باشید و Mafia را نشناسید. این بازی بخشی از هویت ملی گیمرهای ایرانی است! اما شوخی به کنار، برخی از بازی ها در برخی از کشورها بیشتر طرفدار پیدا می کنند و وضعیت مافیا در ایران نیز دقیقاً به همین شکل است. البته این بازی در کل جهان نیز با بازخوردهای بسیار مثبت روبرو شد و خیلی سریع توانست محبوبیت زیادی کسب کند. بازی اکشن ادونچری که در سال ۲۰۰۲ به بازار آمد، آن را فتح کرد و برای چند سال ناپدید شد. یکی از سینماتیک ترین بازی های تاریخ که یکی از بهترین داستان های دنیای بازی را نیز در خود جای داده است. خلاصه که این بازی تهِ نوستالژی است! شاید در مقالات من، زیاد کلمه ی «نوستالژی» را دیده باشید، چون عاشق این حس هستم و مافیا هم که دیگر پادشاه نوستالژی و این حرف هاست. اما همه ی این ها یک طرف و اینکه آیا نتیجه ی نهایی این ریمیک مورد قبول است یا نه یک طرف دیگر. تنها چیزی که در مورد بازسازی بازی های قدیمی می تواند کمی ترسناک باشد، این است که آیا این بازی ها می توانند حس و حال قدیمی بازی اصلی را به درستی انتقال دهند؟ عناوینی مانند Resident Evil 2 Remake و Final Fantasy VII Remake این کار را استادانه انجام داده و نه تنها حس و حال بازی های اصلی را کاملاً حفظ کردند، بلکه بازی را به شیوه ای مدرن کردند که کلاً به یک بازی نسل هشتمی تبدیل شده است. بازی های دیگری نیز بوده اند که کیفیت ریمیک آن ها چیزی در حد و اندازه های بازی اصلی در ۱۰، ۱۵ سال گذشته بوده است و بهتر بود که اصلاً به آن دست نمی زدند. ریمیک مافیا که به دلایل نامعلومی با نام Remake به بازار نیامده و سازندگان نام Definitive Edition را برای آن مناسب تر دیده اند، یکی از ریمیک های واقعاً خوب نسل هشتم است. بازی اشکالاتی هم دارد که اکثر آن ها به راحتی قابل پیشگیری بودند، اما نتیجه ی نهایی را می توان جزو ۱۰ بازی برتر بازسازی شده در این نسل دانست. اما آیا می توان آن را در شماره ی ۱ این لیست قرار داد یا نه، چیزی است که در ادامه ی مقاله آن را بررسی خواهیم کرد. پس با من و نقد و بررسی عنوان Mafia Definitive Edition همراه باشید.

 

فکر می کنم برای گیمر ایرانی، معرفی مافیا چیزی مانند معرفی قورمه سبزی می ماند! همانطور که همه می دانند قورمه سبزی چیست، تقریباً همه ی گیمرهای ایرانی هم می دانند مافیا چیست و اکثراً ارادت خاصی هم به این بازی دارند! واقعاً بعید است که گیمر باشید، بالای ۲۳،۲۴ سال سن داشته باشید و Mafia را نشناسید. این بازی بخشی از هویت ملی گیمرهای ایرانی است! اما شوخی به کنار، برخی از بازی ها در برخی از کشورها بیشتر طرفدار پیدا می کنند و وضعیت مافیا در ایران نیز دقیقاً به همین شکل است. البته این بازی در کل جهان نیز با بازخوردهای بسیار مثبت روبرو شد و خیلی سریع توانست محبوبیت زیادی کسب کند.

 

همان طور که احتمالاً می دانید، داستان بازی مربوط به زندگی یک راننده ی تاکسی به نام توماس آنجلو یا به شکل خلاصه «تامی» می پردازد. او که برای خودش زندگی بی دردسر و حقوق بخور و نمیری دارد، در یک شب که کنار خیابان ایستاده تا ماشینش را بررسی کند از خیابان بغلی صدای تیراندازی و تصادف ماشین می شنود. وقتی می آید نگاه کند که چه اتفاقی افتاده، دو مرد شیک پوش که یکی از آن ها زخمی شده را می بیند که به سمت او می آیند. یکی از آن ها اسلحه را به سمت تامی نشانه می گیرد و می گوید ماشین را با سرعت بران و از اینجا دور شو. تامی هم بی خبر از همه جا مجبور می شود کاری که می گویند را انجام دهد. وقتی که از آن صحنه فرار می کنند، تامی آن ها را به جلوی یک کافه-بار می برد و چند دقیقه بعد یکی از آن دو جنتلمن، با پاکتی پر از پول برمی‌گردد و به تامی می گوید هر وقت مشکلی داشتی به اینجا سر بزن. دون سالیِری (Don Salieri) همیشه هوای دوست هایش را دارد. و این گونه می شود که زندگی تامی شروع می کند به تغییر کردن. او که اول قصد بازگشت به آن کافه را نداشت، طی شرایطی مجبور به انجام این کار شده و کم کم به یک خانواده ی مافیایی می پیوندد و کارهای خونین این خانواده را به عهده می گیرد.

 

داستان Mafia را هم در بازی اصلی و هم در نسخه ی بازسازی شده، می توان بزرگ ترین نقطه ی قوت بازی دانست. اگر بازی اصلی را بازی کرده باشید، باید بگویم در نسخه ی ریمیک، به لطف صداپیشه های حرفه ای تر، کیفیت بالای کات سین ها و انیمیشن های صورت و جایگزین کردن برخی دیالوگ ها، داستان هم جلوه ی بیشتری پیدا کرده که قطعاً خبر خوبی است. در طول ۱۰ الی ۱۲ ساعت بازی، انگار مشغول دیدن یک فیلم سینمایی هستید و این در حالی است که بازی شما را مجبور به دیدن کات سین های طولانی نمی کند، بلکه ترتیب مراحل جوری چیده شده اند که داستان بازی به بهترین شیوه ی ممکن روایت می شود.

 

داستان Mafia را هم در بازی اصلی و هم در نسخه ی بازسازی شده، می توان بزرگ ترین نقطه ی قوت بازی دانست. اگر بازی اصلی را بازی کرده باشید، باید بگویم در نسخه ی ریمیک، به لطف صداپیشه های حرفه ای تر، کیفیت بالای کات سین ها و انیمیشن های صورت و جایگزین کردن برخی دیالوگ ها، داستان هم جلوه ی بیشتری پیدا کرده که قطعاً خبر خوبی است. در طول ۱۰ الی ۱۲ ساعت بازی، انگار مشغول دیدن یک فیلم سینمایی هستید و این در حالی است که بازی شما را مجبور به دیدن کات سین های طولانی نمی کند، بلکه ترتیب مراحل جوری چیده شده اند که داستان بازی به بهترین شیوه ی ممکن روایت می شود. مافیا از فیلم هایی مانند The Godfather به وضوح الگو گرفته و این الگو گرفتن نه تنها بازی را به یک اثر تقلیدی تبدیل نکرده، بلکه باعث شده آرزوی یک بازی Godfather خوب را که EA هیچ وقت نتوانست آن طور که باید و شاید برآورده کند، اکنون با این بازی برآورده شود. رفرنس هایی که بازی به آن فیلم می دهد نیز پررنگ هستند و کسی که فیلم را دیده باشد به راحتی متوجه این ارجاعات خواهد شد. دوستان شما سم و پالی، هر دو جزو بهترین شخصیت های جانبی هستند که در یک بازی دیده ام و اکنون به لطف شخصیت پردازی بهتر، صداگذاری بهتر و کیفیت بالاتر بازی، بهتر هم شده اند. همچنین مکالمه های بازرس ایرلندی با تامی که هر کدام سعی دارد به شیوه ای طرف مقابل را ضربه فنی کند، بسیار جذاب اند.

 

چینش مراحل در این بازی شاهکار است. این موردی است که در بازی های داستانی می تواند روی هر چیز دیگری تاثیر بگذارد و مافیا آن را به زیبایی هرچه تمام تر پیاده می کند. تبدیل شدن تامی از یک راننده ی تاکسی ساده به یک گانگستر تمام عیار که در جنگ گروه های خلافکار ایتالیایی نقش مهمی را ایفا می کند به قدری نرم پیاده شده که هیچ چرایی برای مخاطب باقی نمی ماند.

 

به جرئت می توانم بگویم در Mafia Definitive Edition می توان از هر کات سین و هر دیالوگی لذت برد، چون داستان بسیار یونیک و خوب است و این بستر را کاملاً فراهم می کند. همچنین چینش مراحل در این بازی شاهکار است. این موردی است که در بازی های داستانی می تواند روی هر چیز دیگری تاثیر بگذارد و مافیا آن را به زیبایی هرچه تمام تر پیاده می کند. تبدیل شدن تامی از یک راننده ی تاکسی ساده به یک گانگستر تمام عیار که در جنگ گروه های خلافکار ایتالیایی نقش مهمی را ایفا می کند به قدری نرم پیاده شده که هیچ چرایی برای مخاطب باقی نمی ماند. همچنین بازی به جای اینکه بیاید و یک بخش آموزشی مسخره برایتان بگذارد (چیزی که در سال ۲۰۰۲ وقتی بازی اصلی منتشر شد بسیار مرسوم بود)، آمده و دو سه مرحله ی اول بازی را به کارهایی مانند رانندگی، مبارزات تن به تن و سپس شلیک اسلحه اختصاص داده تا هم بازی کنید و از داستان لذت ببرید، و هم به خوبی بر مکانیزم های بازی سوار شوید. حرف از مراحل بازی شد، داخل پرانتز بگویم آماده باشید در مسابقه ی اتومبیل سواری معروف بازی باز هم چند بار ببازید!

 

اسلحه های بازی را از چپ به راست نام ببرید!

 

الان ممکن است برایتان این سوال به وجود بیاید که پس با بهترین ریمیک نسل هشت مواجهیم؟ که باید بگویم متاسفانه نه. می توانست این گونه باشد اگر Mafia Definitive Edition مشکلاتی که الان با آن ها دست و پنجه نرم می کند را نداشت. اکثر این مشکلات هم به بخش گیم پلی و مبارزات بر می گردد. همان طور که می دانید در مافیا کارهای خارق العاده ای با کاراکتر خود نمی کردید و گیم پلی بازی سرراست، ساده و واقع گرایانه بود. فعالیت های شما محدود می شد به رانندگی در سطح شهر، مبارزات تن به تن و مبارزات با اسلحه یا همان گان پلی. در بخش رانندگی سازندگان چیزی کم نگذاشته اند. ماشین ها با کیفیت و تنوعی بالاتر از بازی اصلی بازگشته اند و کنترل هر ماشین تا حدی با ماشین دیگر فرق دارد. نکته ی جالب این است که چون داستان بازی در یک بازه ی ۱۰، ۱۵ ساله اتفاق می افتاد، با پیشروی در زمان، ماشین های جدیدتری به جهان بازی اضافه می شوند که پرسرعت تر بوده و هندلینگ آن ها راحت تر است. همچنین رانندگی در شرایط بارانی، حس و حال متفاوتی