بقلم : مصطفی زاهدی

  به عنوان یکی از طرفداران قدیمی سری رزیدنت ایول، بازی Resident Evil Village برای من مورد انتظار‌ترین بازی سال به شمار می‌رفت. از معرفی بسیار قابل‌توجه بازی گرفته، تا الهام‌گیری گسترده از نسخه‌ی چهارم و هم‌چنین حضور خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها، همگی نوید این موضوع را می‌دادند که با یکی از متفاوت‌ترین و شاید هم متفاوت‌ترین بازی در کل فرنچایز مواجه هستیم. بازگشت ایثن به عنوان شخصیت اصلی، حضور کریس، استفاده دوباره از زاویه دوربین اول شخص در کنار محیط قرون وسطایی روستا همگی دست به دست هم دادند تا بسیاری از طرفداران سری رزیدنت ایول برای تجربه‌ی Resident Evil Village روزشماری کنند. حال در این مقاله به صورت مفصل به نقد و بررسی بازی Resident Evil Village می‌پردازیم. آیا این عنوان توانسته است در سطح انتظارات ظاهر شود؟ با ما همراه باشید …

 

 

بدبختی‌های Ethan دوباره آغاز می‌شود

اتفاقات بازی Resident Evil Village سه سال پس از نسخه‌ی هفتم در جریان است. Ethan همراه همسرش Mia و دخترشان Rose اکنون در خانه‌ای در منطقه‌ی نامعلومی در اروپا زندگی می‌کنند و از هر گونه حاشیه و حادثه به دور هستند. با این‌که چند سال است که از اتفاقات عمارت بیکر می‌گذرد اما میا و ایثن هنوز خاطرات آن اتفاقات شوم را با خود به همراه دارند. بعد از به دنیا آمدن دخترشان Rose، آن دو امیدوار بودند که یک‌ بار برای همیشه اتفاقات گذشته را پشت سر گذاشته و کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنند، اما از آن‌جایی که زندگی خوب و شیرین یا همان Happily ever after در دنیای Resident Evil یک رویای دست نیافتی است، دوباره اتفاقات شوم برای این خانواده رقم می‌خورد. در حالی که میا و ایثن مشغول صحبت و صرف شام هستند، ناگهان کریس ردفیلد همراه گروهی از سربازان زیردستش به خانه‌ی آن‌ها هجوم آورده و با شلیک‌های پی‌درپی، Mia را به قتل می‌رسانند. بعد از این اتفاق کریس به سربازانش دستور می‌دهد که ایثن و رز از آن‌جا خارج شوند.

 

ایثن که هنوز در شوک به سر می‌برد قصد اعتراض دارد که توسط یکی از سربازان بیهوش می‌شود. چند ساعت بعد Ethan در مکانی نامعلوم به هوش می‌آید و در می‌یابد ماشینی که وظیفه‌ی جابه‌جایی آن‌ها را داشته تصادف کرده و سربازان همراه او نیز جان خود را از دست داده‌اند. حال Ethan خود را در جایی بسیار عجیب و مخوف می‌بیند. برف همه جا را فرا گرفته و در دوردست ساختمان‌هایی عجیب با معماری قرون وسطی به چشم می‌خورد. در این شرایط Ethan یک هدف مشخص و معین دارد. پیدا کردن دخترش Rose و سر درآوردن از راز این روستای مخوف و عجیب. داستان بازی به طور کلی دارای یک تم ثابت و مشخص است که همان نجات (Rescue) می‌باشد. اما در این بین آن‌قدر اتفاقات ریز و درشت و مسائل مختلف وجود دارد که باید بگویم با داستانی بسیار جذاب و قوی مواجه هستیم. با وجود اینکه Ethan یک هدف و Objective اصلی یعنی نجات جان دخترش را پیش روی خود می‌بیند، اما در طول مسیر راز و رمزهای مختلفی برای او و برای بازی‌بازان آشکار می‌گردد.

 

 

اولین ویژگی داستان و اتفاقات داستانی بازی مرموز بودن آن‌هاست. این شیوه‌ی روایت را قبلا در برخی آثار Survival Horror مشابه مانند The Evil Within دیده بودیم. جایی که مخاطبان با پیشروی در داستان بازی با Plot Twist‌هایی فوق‌العاده مواجه شده و در عین این‌که پاسخ برخی از جواب‌های خود را دریافت می‌کنند، سوال‌های بیشتری در ذهن آن‌ها ایجاد می‌گردد. ساختار اتفاقات داستانی بازی به نحوی است که در همان ابتدای بازی سوال‌های متعددی ذهن مخاطب را به خود مشغول می‌کنند. این گرگینه‌ها از کجا آمده‌اند؟ چرا ساکنان روستا به شدت از غریبه‌ها دوری می‌کنند و به نوعی از آن‌ها می‌ترسند؟ دختر ایثن یعنی رز به چه دلیل ربوده شده؟ شخصیت Mother Miranda که همه‌ی ساکنان روستا نام او را بر زبان می‌آورند کیست و چه ارتباطی با جریانات فعلی دارد؟

 

همان‌طور که دیدید، با وجود آن‌که داستان بازی در دید اول کلیشه‌ای به نظر می‌رسد، اما از آ‌ن‌جایی که نقاط ابهام زیادی در داستان بازی وجود دارد و مخاطب با راز و رمزهای متعددی روبه‌رو می‌شود، از لحاظ روایت و اتفاقات شاهد داستانی بسیار منسجم، جذاب و منطقی هستیم که نه تنها به مرور زمان و به شکلی بسیار منطقی و مناسب جواب سوال‌های بالا را به مخاطبان می‌دهد، بلکه در عین حال سوال‌های جدیدی در ذهن آن‌ها ایجاد می‌کند و سپس با Plot Twist نهایی خود، همه را غافلگیر می‌سازد! ریتم اتفاقات و روایت در Resident Evil Village نیز بسیار وابسته به گیم‌پلی و مبارزات است. در دو ساعت ابتدایی شاهد اتفاقات مختلفی هستیم که مخاطب را غافلگیر می‌کنند. سپس بعد از آن‌که تعدادی از سوال‌های مهم مخاطبان و ایثن پاسخ داده می‌شود، بازی کمی ریتم کند به خود می‌گیرد و آرام می‌شود. سپس شاهد یک Plot Twist هستیم که به کل شرایط داستان را دگرگون می‌سازد و دوباره ریتم اتفاقات داستانی تند می‌شود.
در ادامه و در یک سوم پایانی بازی ریتم اتفاقات و حوادث بیش از همیشه تند می‌شود که به خاطر دوری از هرگونه اسپویل داستانی نمی‌توانم به صورت دقیق‌تر به این مسئله اشاره کنم. در کل باید بگویم هیچ‌گاه در طول زمان ده ساعته‌ی داستان بازی Resident Evil Village ریتم اتفاقات بیش از حد کند نمی‌شود و حالت یکنواخت به خود نمی‌گیرد که این نکته برای یک عنوان داستانی خطی بسیار قابل‌توجه است.

 

 

کمی در مورد شخصیت‌های مکمل و فرعی نیز صحبت کنیم. lady Dimitrescu که قبل از عرضه و به دلیل تریلر‌های مختلف بسیار جنجال به پا کرد و به یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های بازی تبدیل شده بود، برخلاف تصور عموم حضور نسبتا کوتاهی در نسخه‌ی Village دارد. این مسئله نشان می‌دهد که کپکام هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد که Lady Dimitrescue بتواند به موضوعی پرحاشیه و داغ میان مخاطبان تبدیل گردد وگرنه حتما نقش پررنگ‌تری از او شاهد می‌بودیم. در Resident Evil Village شاهد NPC‌های بیشتری نسبت به نسخه‌های قبل هستیم اما نکته این‌جاست اکثر این شخصیت‌های فرعی حضوری مقطعی و کوتاه دارند و فقط برای روایت اتفاقات خاص در داستان بازی گنجانده شده‌اند که صدالبته این مسئله به هیچ‌وجه نکته‌ای منفی به شمار نمی‌رود.

 

در بین شخصیت‌های فرعی Heisenberg را باید قوی‌ترین و پررنگ‌ترین شخصیت مکمل دانست. نه تنها صداپیشه‌ی هایزنبرگ به شکل فوق‌العاده‌ای او را صداگذاری کرده، بلکه طراحی خاص شخصیت و چهره‌ی او در تبدیل شدن او به شخصیتی جذاب و به یاد ماندنی نقش مهمی ایفا کرده‌اند. در بین اربابان روستا که چهار نفر هستند (از جمله Lady Dimitrescue), هایزنبرگ را باید جذاب‌ترین آن‌ها از لحاظ شخصیت‌پردازی دانست که از لحاظ داستانی نیز اهمیت بسیار بیشتری نسبت به سایرین دارد. در این بین اما یک نکته‌ی آزاردهنده به چشم می‌خورد و آن سکانس‌هایی بود که در آن با آنتاگونیست‌های اصلی بازی روبه‌رو می‌شدیم. از Lady Dimitrescu گرفته تا Heisenberg و Mother Miranda، این سکانسهای ملاقات و صحبت با آنتاگونیست‌ها بسیار کلیشه‌ای و غیرمنطقی هستند و باید بگویم به شکل ضعیفی طراحی شده‌اند. مانند همیشه شاهد سکانس‌هایی هستیم که آنتاگونیست مورد نظر با وجود این‌که به قدرتمند و خطرناک بودن پروتاگونیست اذعان می‌کند، به شکل احمقانه‌ای او را رها می‌کند و یا برای قتل او نقشه‌ای احمقانه طراحی می‌کند. جدی بودن و سیاهی داستان و درون مایه‌ی بازی متأسفانه به خاطر این سکانس‌ها کمی ارزش خود را از دست داده است. متاسفانه به علت اسپویل نکردن اتفاقات مهم، از ذکر اطلاعات دقیق‌تر معذورم اما اگر خودتان بازی را تجربه کنید به این نکته به خوبی پی خواهید برد.

 

اما روی هم رفته بخش داستانی بازی Resident Evil Village عملکرد بسیار فوق‌العاده و رضایت‌بخشی را ارائه داده است. از داستان جذاب که پر است از راز و رمزهای غافلگیر کننده گرفته، تا شخصیت‌پردازی جذاب شخصیت‌های مکمل که به خوبی در خدمت روایت داستان قرار گرفته‌اند. تنها نقطه ضعف بخش داستانی که شاید بتوان گفت نقطه ضعف کوچکی نیز هست همان چیزی است که کمی قبل‌تر به آن اشاره کردم. سکانس‌های ملاقات و تعاملات با آنتاگونیست‌ها می‌توانست بسیار منطقی‌تر و اصولی‌تر طراحی شود چرا که حرف‌های آنتاگونیست‌ها با اعمال آن‌ها تقریبا هیچ هم‌خوانی با یک‌دیگر ندارند. دوباره این نکته را می‌گویم که شاید با خواندن این نکته کمی گیج شوید اما اگر خودتان بازی را تجربه کنید متوجه منظور من خواهید شد.

 

 

خون به پا خواهد شد!

در زمینه‌ی گیم‌پلی و مبارزات، برخلاف آن‌چه احتمالا حدس می‌زنید باید بگویم Resident Evil Village بیشتر از آن‌که به نسخه‌ی هفتم شبیه باشد، به نسخه‌ی چهارم شباهت دارد. در واقع اجازه دهید خیالتان را راحت کنم. در بخش گیم‌پلی و مبارزات، Resident Evil Village فقط دوربین اول شخص و یک‌سری مسائل کلی را از نسخه‌ی هفتم الهام گرفته وگرنه نوع مبارزات، تعداد دشمنان، سبک و سیاق درگیری‌ها، سلاح‌های موجود و دیگر موارد مربوط به گیم‌پلی تقریبا هیچ شباهتی با نسخه‌ی هفتم ندارند و به نسخه‌ی چهارم نزدیک‌تر هستند.
اولین تفاوت بزرگ گیم‌پلی بازی نسبت به نسخه‌ی قبلی افزایش قابل‌توجه سرعت حرکات Ethan است. در ایول ۷ ایثن توانایی هیچ‌گونه Sprint یا دویدن را نداشت و در حالت عادی سرعت کمی داشته و بسیاری از دشمنان بازی به مراتب از او سریع‌تر بودند. هم‌چنین سرعت ایثن در نسخه‌ی هفتم هنگام نشانه گیری بسیار کاهش می‌یافت و عملا امکان فرار هنگام نشانه گیری وجود نداشت. اما در Village این موارد به کلی دگرگون شده. نه تنها سرعت حرکات ایثن به مراتب بیشتر شده، بلکه او اکنون توانایی‌ دویدن را نیز دارد و مهم‌تر از همه هنگام نشانه گیری، دیگر سرعت او به شکل قابل‌توجهی کاهش نمی‌یابد. این تغییرات در سرعت و چالاکی ایثن به این دلیل بوده که رزیدنت ایول ویلیج در کل عنوانی بسیار اکشن است. ده‌ها برابر اکشن‌تر، سریع‌تر و شلوغ‌تر در مقایسه با نسخه‌ی هفتم. برای مقایسه بهتر این نکته را در نظر بگیرید که تعداد دشمنانی که در دو ساعت اول Village باید از پای درآورید، از تمام دشمنان موجود در نسخه‌ی هفتم بیشتر هستند! و این موردی که به آن اشاره کردم بدون هرگونه اغراق بود!

 

اما این تغییرات به چه معنا هستند؟ آیا اکشن شدن ویلیج به کیفیت کلی اثر ضربه زده است؟ قبل از پاسخ به این سوال چند نکته‌ی مهم را باید در نظر گرفت. کپ‌کام از لحاظ تبلیغات و مارکتینگ بسیار روی Resident Evil Village مانور داد و طبق انتظارات مدیران این شرکت، این بازی قرار است به پرفروش‌ترین نسخه‌ی کل سری تبدیل شود و آن‌ها انتظار فروش ۱۵ میلیون نسخه‌ای تا سال ۲۰۲۵ را دارند. یکی از مهم‌ترین دلایلی که نسخه‌ی ویلیج به سمت اکشن بیشتر متمایل شده نیز همین مورد است. در واقع هدف سازندگان این بوده است که بازی همه‌پسند‌تر و عام‌پسندتر باشد و مخاطبان بیشتری از آن استقبال کنند. شاید برخی طرفداران قدیمی سری به این نکته اعتراض داشته باشند اما حقیقت این است که این تصمیم، تصمیم درستی بوده. اکشن‌تر شدن بازی و تعامل بیشتر مخاطبان با مبارزات باعث می‌شود افراد بیشتری به تجربه‌ی بازی ترغیب شوند و این امر فروش بازی را بسیار دگرگون خواهد کرد. پس این نکته را باید دلیل اول اکشن‌تر شدن بازی دانست.

 

دلیل دوم اکشن‌تر شدن بازی الهام‌گیری گسترده از نسخه‌ی چهارم است‌. همان‌طور که می‌دانید نسخه‌ی چهارم کاملا متفاوت از نسخه‌های قبلی این فرنچایز بود و عملا شاهد یک اکشن سوم شخص با المان‌های کلی Horror بودیم. بر کسی پوشیده نیست که ویلیج چقدر از لحاظ ساختاری به نسخه‌ی چهارم شبیه است بنابراین جای تعجب ندارد که مبارزات بازی نیز بیشتر به گیم‌پلی سریع و اکشن نسخه‌ی چهارم نزدیک باشند تا مبارزات آرام‌تر و کندتر نسخه‌ی هفتم. دیگر دلیل اکشن‌تر شدن بازی را باید در طراحی دشمنان بازی جست‌وجو کرد. این بار برخلاف نسخه‌ی هفتم شاهد تنها یک نوع دشمن نیستیم بلکه از گرگینه‌ها گرفته تا موجودات پرنده، موجودات مختلفی بر سر راه ایثن قرار می‌گیرند. اکثر این دشمنان سرعت حرکات بالایی دارند و همین مسئله ریتم مبارزات Resident Evil Village را بسیار سریع‌تر از نسخه‌های قبل کرده است. سریع‌تر شدن دشمنان یکی دیگر از دلایل سریع‌تر شدن سرعت ایثن نیز به شمار می‌آید.