بقلم :آریا مقدم

 

- در روانشناسی اصطلاحی وجود دارد به نام کاتارسیس (Catharsis) که به معنای تزکیه و تخلیص از طریق هنر و یا به کار گرفتن احساسات شدید برای رسیدن به این حالت «تخلیه ی روحی» است. اینکه پس از انجام یک بازی پر زد و خورد و خشن حس خوبی به شما دست می دهد و به قول خودمان «تخلیه» می شوید، دقیقاً به خاطر این موضوع است. فیلم، بازی و هر شاخه ی دیگری از هنر می تواند این حس را در شما ایجاد کند. در دنیای بازی ها برخی عناوین، این را موضوع را هدف اول خود قرار می دهند و محیطی ایجاد می کنند تا مخاطب تا هر جا که بخواهد می تواند وجود خود را از حس های منفی مانند خشم و عصبانیت خالی کند. اگر بخواهم کاتارسیس را در قالب یک بازی تعریف کنم، آن بازی DOOM Eternal است. احتمالاً هیچ گیمری نیست که با سری DOOM آشنایی نداشته باشد. DOOM از آن سری بازی هاست که همواره به ریشه هایش وفادار بوده و به قول معروف Old School باقی مانده است. یادم نمی آید تا به حال کسی از DOOM بد گفته باشد. البته این سری هم مانند هر سری دیگری مخاطبان خاص خودش را دارد، اما حتی مخالفان این عناوین هم نمی توانند گیم پلی فوق العاده و تاکید می کنم فوق العاده لذت بخش این بازی را انکار کنند. اگر بازی های مانند Bioshock، The Witcher و Heavy Rain را اوج داستان سرایی در دنیای بازی ها در نظر بگیریم، DOOM اوج قدرت بازیسازان در ساخت یک گیم پلی رویایی و لذت بخش است. اکشن در DOOM کلاً معنای دیگری دارد. اکشن در DOOM یعنی همه چیز. یعنی یک جریان بی امان، سرعتی و لذت بخش که معنای واقعی جهنم را برای شما تداعی می کند. در دنیای بازی ها، یک سری از عناوین هستند که هویت و شناسنامه دارند. به قدری جای پایشان در دنیای بازی ها محکم است که حتی اگر چندین فرنچایز بد هم وارد بازار کنند، باز گیمرها آن ها را با خاطره ی خوب به یاد می آورند. اگر بگوییم سری DOOM نیز یکی از این بازی هاست، به هیچ وجه اغراق نکرده ایم. DOOM یک بازی عظیم است، نامی که هیچ گاه از ذهن هیچ گیمری پاک نخواهد شد و اگر روزی هم این اتفاق بیفتد، کافی است طرف سری به ویکی پدیا بزند تا ببیند ماجرای محبوبیت بازی های سه بعدی از کدام بازی شروع شده است. وقتی که همه ی بازی های دیگر به اپیدمی تکرار دچار شده بودند، این DOOM بود که چیزی کاملاً نو به بازار ارائه کرد. یک بازی اول شخص سه بعدی جذاب، با اسلحه های متنوع و دشمنان عجیب و غریب. در واقع DOOM، ولفنشتاین و Duke Nukem بودند که این بستر را برای بازی های سه بعدی اول شخص ایجاد کردند. در DOOM قانون ساده ای وجود دارد: یا بکش، یا در عرض یک چشم به هم زذن کشته شو!

حالا با بهترین بازی DOOM مواجه هستیم. بازی ای که به اعتقاد سازندگان آن، یک «بازی» DOOM نیست، بلکه «جهانی» از DOOM است. پس از چندین و چند ساعت تجربه ی این عنوان که اکنون با قاطعیت می توانم بگویم به یکی از بازی های مورد علاقه ام تبدیل شده است، باید بگویم سازندگان بازی اصلاً بی راه نگفته اند. هر آنچه در DOOMهای دیگر تجربه کرده اید، در DOOM Eternal آن را در سایز بزرگ تر، با سرعت بیشتر، طراحی خلاقانه تر و روان تر و لذت بخش تر از همیشه تجربه خواهید کرد.

 

حالا با بهترین بازی DOOM مواجه هستیم. بازی ای که به اعتقاد سازندگان آن، یک «بازی» DOOM نیست، بلکه «جهانی» از DOOM است. پس از چندین و چند ساعت تجربه ی این عنوان که اکنون با قاطعیت می توانم بگویم به یکی از بازی های مورد علاقه ام تبدیل شده است، باید بگویم سازندگان بازی اصلاً بی راه نگفته اند. هر آنچه در DOOMهای دیگر تجربه کرده اید، در DOOM Eternal آن را در سایز بزرگ تر، با سرعت بیشتر، طراحی خلاقانه تر و روان تر و لذت بخش تر از همیشه تجربه خواهید کرد. باید اعتراف کنم در لیست انتظار من برای بازی های سال ۲۰۲۰، DOOM Eternal جایگاه خیلی مهمی نداشت. می دانستم قرار است آن را تجربه کنم و از زمانم با این بازی لذت ببرم، اما فکر نمی کردم این بازی اینقدر خوب و خوش ساخت از آب در بیاید. اگرچه در اکثر جاها فرمول (DOOM (2016 عیناً تکرار شده و کمی آن را تکراری کرده است، اما تا وقتی این فرمول، فرمول تکرار نشدنی DOOM است، می توان تا سر حد مرگ از آن لذت برد. فرقی نمی کند همه ی بازی های DOOM را بازی کرده باشید یا اولین تجربه ی شما با این سری باشد، اگر یک بازی فوق خوش ساخت می خواهید، در ادامه با من و نقد و بررسی DOOM Eternal همراه باشید.

می توان گفت داستان در بازی های DOOM هیچ گاه از اهمیت خاصی برخوردار نبوده و اکثر کسانی که سراغ DOOM می روند به خاطر گیم پلی اش آن را بازی می کنند.  این سری همواره داستانی سرراست و ساده داشته که دلیلی برای کشتن این همه اهریمن دست و پا کند. البته در برخی از بازی های این سری مانند DOOM 3، این داستان کمی بیشتر مورد توجه قرار گرفته بود. در DOOM Eternal نیز قضیه کمی جدی تر از همیشه است. البته این جدی تر بودن به معنای پرداخت بهتر نیست، اما شخصیت های بازی کمی بیشتر شده اند و تعداد زیادی فایل نوشتاری در گوشه و کنار بازی قرار داده شده که هر کس علاقه داشته باشد می تواند آن ها را بخواند. متاسفانه برای شناخت کامل و سر در آوردن از داستان بازی، باید توصیفات کاراکترها و فایل های نوشتاری را بخوانید که کاری زمان بر است و با فرمول «بکش برو جلو»ی DOOM زیاد جور در نمی آید، اما از طرف دیگر همان طور که گفتم، این را هم باید در نظر گرفت که احتمالاً کسی DOOM را به خاطر داستانش بازی نمی کند!

اما خط داستانی DOOM Eternal از این قرار است که دو سال پس از اتفاقاتی که در نسخه ی قبل، یعنی (DOOM (2016 رخ داد، زمین مورد تهاجم نیروهای اهریمنی قرار گرفته است و طبق معمول این شخصیت ساکت و خفن بازی، یعنی Doom Slayer است که به تنهایی می خواهد کل مردم را نجات دهد. شصت درصد از کره ی زمین را این نیروها فرا گرفته اند و تعداد زیادی از مردم را هم کشته اند. حال Doom Slayer می خواهد سه قدیس را که در واقع خدمتگزار دشمن اصلی بازی، یعنی Khan Maykr هستند از پای در بیاورد. پس از کشتن اولین قدیس، دو قدیس بعدی به مکان های نامعلومی می روند و برای پیدا کردن آن ها، Doom Slayer باید از میان سیلی از اهریمن ها عبور کند. همان طور که گفتم کاراکترهایی در بازی وجود دارند که اصلاً آن ها را نمی شناسیم و خیلی طبیعی است که هنگام بازی DOOM Eternal سردرگم شوید. اما بازی با همین داستان گنگ و عجیب هم می تواند شما در در اتمسفری که می خواهد قرار دهد. دشمن های شما واقعاً آن حرص را در شما ایجاد می کنند که هرچه زودتر بخواهید به پایان ماجرا رسیده و آن ها را هم مانند هزاران اهریمنی که در طول بازی سلاخی می کنید، به سزای اعمالشان برسانید. همچنین کاراکتر Doom Slayer بدون اینکه کلمه ای حرف بزند یا حرکتی از خود نشان دهد، همچنان یکی از خفن ترین یا به اصطلاح Badass ترین کاراکترهای طول تاریخ بازی های کامپیوتری است! کاراکتری که هر بار هم بازوهایش بزرگ تر می شود!

کاراکترهایی در بازی وجود دارند که اصلاً آن ها را نمی شناسیم و خیلی طبیعی است که هنگام بازی DOOM Eternal سردرگم شوید. اما بازی با همین داستان گنگ و عجیب هم می تواند شما در در اتمسفری که می خواهد قرار دهد. دشمن های شما واقعاً آن حرص را در شما ایجاد می کنند که هرچه زودتر بخواهید به پایان ماجرا رسیده و آن ها را هم مانند هزاران اهریمنی که در طول بازی سلاخی می کنید، به سزای اعمالشان برسانید. همچنین کاراکتر Doom Slayer بدون اینکه کلمه ای حرف بزند یا حرکتی از خود نشان دهد، همچنان یکی از خفن ترین یا به اصطلاح Badass ترین کاراکترهای طول تاریخ بازی های کامپیوتری است!

 

الان دیگر می رسیم به هسته ی اصلی بازی، چیزی که DOOM را DOOM می کند و چیزی که باعث می شود این بازی از بی نظیرترین شوتر اول شخص های تاریخ باشد، یعنی گیم پلی. آن قدر حرف در مورد گیم پلی DOOM Eternal وجود دارد که پیدا کردن یک نقطه ی شروع برای آن سخت است. بنابراین از قانون نانوشته ی بازی های DOOM شروع می کنیم. در DOOM Eternal هم مانند بازی های دیگر سری، ایستادن در یک نقطه مساوی است با مرگ. تقریباً غیرممکن است که در گوشه ای از نقشه بایستید و حتی در درجه ی سختی آسان هم بتوانید از Demonهای بازی جان سالم به در ببرید. حرکت کردن و شلیک کردن همواره باید همزمان اتفاق بیفتند. سرعت مبارزات در DOOM Eternal آن قدر بالاست که باید در کسری از ثانیه تصمیم بگیرید قدم بعدی شما چه خواهد بود. آیا می خواهید دشمن های بزرگ تر را اول از پا در بیاورید و بعد سراغ کوچک ترها بروید یا ترجیح می دهید اول کوچک ها را سلاخی کنید و بعد با تمرکز بیشتری حساب بزرگ ترها را برسید؟ از کدام اسلحه باید برای از پا درآوردن دشمنی که درست مقابل تان ایستاده استفاده کنید، از کدام زاویه وارد صحنه شوید که کمتر در گوشه ها گیر کنید و ده ها چیز دیگر که باید در کوتاه ترین زمان ممکن برای آن ها تصمیم بگیرید. اما می دانید قسمت لذت بخش ماجرا کجاست؟ اینکه DOOM Eternal امکان پیاده سازی هر تصمیمی را که می گیرید به شما می دهد. علاوه بر این، اندازه ی یک توپخانه به شما اسلحه و امکانات می دهد تا بتوانید کشت و کشتار را به لذت ترین شیوه ی ممکن انجام دهید. نه تنها این، بلکه هر کدام از این اسلحه ها هم حالت ها و آپگریدهای مختلفی دارند. در واقع DOOM Eternal آن قدر پر محتواتر و بزرگ تر از نسخه ی قبلی شده که حتی با وجود کمپین نسبتاً طولانی آن (نزدیک ۲۰ ساعت)، باز هم خیلی وقت ها یادتان نمی آید که من فلان اسلحه را هم دارم که می توانم از آن استفاده کنم!

در DOOM Eternal هم مانند بازی های دیگر سری، ایستادن در یک نقطه مساوی است با مرگ. تقریباً غیرممکن است که در گوشه ای از نقشه بایستید و حتی در درجه ی سختی آسان هم بتوانید از Demonهای بازی جان سالم به در ببرید. حرکت کردن و شلیک کردن همواره باید همزمان اتفاق بیفتند. سرعت مبارزات در DOOM Eternal آن قدر بالاست که باید در کسری از ثانیه تصمیم بگیرید قدم بعدی شما چه خواهد بود. آیا می خواهید دشمن های بزرگ تر را اول از پا در بیاورید و بعد سراغ کوچک ترها بروید یا ترجیح می دهید اول کوچک ها را سلاخی کنید و بعد با تمرکز بیشتری حساب بزرگ ترها را برسید؟ از کدام اسلحه باید برای از پا درآوردن دشمنی که درست مقابل تان ایستاده استفاده کنید، از کدام زاویه وارد صحنه شوید که کمتر در گوشه ها گیر کنید و ده ها چیز دیگر که باید در کوتاه ترین زمان ممکن برای آن ها تصمیم بگیرید. اما می دانید قسمت لذت بخش ماجرا کجاست؟ اینکه DOOM Eternal امکان پیاده سازی هر تصمیمی را که می گیرید به شما می دهد.

 

البته این دقیقاً جایی است که بازی می تواند کمی پیچیده شود. بحث این نیست که این مقدار از امکانات چیز بدی است؛ خب چه بهتر از اینکه بتوانید یک دشمن را از وسط نصف کنید، سینه ی دیگری را بشکافید، آن یکی را بسوزانید و بقیه را هم تکه تکه کنید؟ همه ی این صحنه ها بازی را جذاب تر می کنند و آن را از تکراری بودن نجات می دهند. بحث اینجاست که شاید این فرمول، مناسب ترین فرمول برای یک بازی DOOM نباشد. برای مثال نوعی از دشمنان هستند که با نوعی سپر به شما حمله می کنند و با استفاده از سلاح پلاسمایی، می توانید یه آن ها شلیک کرده و منفجرشان کنید. نوع دیگری از دشمن ها هستند که نقطه ضعفی مشخص دارند و بهتر است که ابتدا از دور با یکی از حالات اسلحه ی Heavy Cannon که به آن کارایی شبیه اسنایپر رایفل می دهد، آن نقاط ضعف را هدف قرار دهید تا راحت تر بتوانید آن ها را بکشید. برخی دیگر از Demonها نیز هستند که صرفاً سخت جان هستند و چند شلیک راکت لانچر می تواند آن ها را از پا در بیاورد. در کل هر دشمن، نسبت به یک اسلحه بیشتر واکنش نشان می دهد و استفاده از اسلحه ی درست یعنی اینکه مهمات بیشتری در جیبتان می ماند که در DOOM Eternal این موضوع مهم است، چون بعضی وقت ها گلوله کم می آورید. اما همین موضوع بعضاً می تواند باعث شود که دائم در حال عوض ک